(آیا ساخت بمب
اتمی در شریعت اسلامی حرام است ؟)
بنا بر فقه رایج
امکان فتوای به حرمت بر ساخت، تولید و به کارگیری بمب اتم و سلاحهای کشتار جمعی
نیست ادله موجود با استحکام در برابر هرگونه حرمتی می ایستند چرا که اولا فقیهان
چه شیعه و چه سنی اصل را آیات قرآن دانسته و در قرآن آیاتی موجود است که علی
الاطلاق مسلمین را تشویق به هر گونه تجهیز در برابر دشمنان می کند و محدودیتی برای
آمادگی و تجهیز بیان نمی کند، از همین روست که ترور و قتل به صورت اعدامهای گروهی،
شکنجه و تولید هر گونه سلاح از کشتار جمعی تا غیره می تواند در اطلاق این آیات
معنا یابد که صدر تمامی ادله این فقیهان سوره ص آیه 148 می باشد:
« وَأَعِدُّواْ لَهُم
مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ
اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ
وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ
تُظْلَمُونَ »
و آماده شوید هر
آنچه می توانید از توانایی را فراهم آورید تا مرزداران و لشگریان بر علیه دشمن
توان ستیز داشته باشند آنها دشمن شما ودشمن شمایند .....
این در حالی است
که آیه دیگر در معنای مقابله به مثل وارد شده و با این آیه جایی برای تردید این
دسته از فقیهان شیعه و سنی بافی نمی ماند که هر نوع تعدی را بر اساس تعدی دشمن
باید پاسخ داد؛ سوره بقره آیه 194:
الشَّهْرُ الْحَرَامُ
بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى
عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
ماه حرام (سنت
جاهلیت حرمت جنگ در برخی از ماهها بوده برای استراحت و تجدید قوای لشگریان در جنگ
مجدد) در برابر ماه حرام و در برابر دریدن پرده حرمتها قصاص باید کرد و هر آنکس که
بر شما تجاوز کرد به او به مانند خودش تجاوز کنید و پرهیزکار باشید و بدانید خدا
با پرهیزکاران است.
با این دست آیات
و همگنان و شیوه رایج فقاهت که اخباری مسلک بوده و بسیار دور از هر گونه تفسیر
خلاف ظاهر مبادرت به صدور فتوا می کنند علاوه بر سیره منقول؛ برداشت شده از برخی
روایات و رفتارهای جنگی رسول اکرم و امامان صاحب رایت و مبسوط الید بر این آیات
تاکید می نمایند.
از سوی دیگر هر
گونه خدعه و نیرنگ در فضای جنگی جایز دانسته شده که به برکت وجود دسته ای از
روایات مبتنی بر همین ضمون هر گونه فریب دروغ و پنهان کاری را در منظر فقیه چه
شیعه و چه سنی را جایز نموده و بنا بر آن می توان چیزهایی را گفت که کاملا دروغ و
برخلاف واقع باشد؛ مضمون این دسته از روایات حامل این جمله است که:
(الخدعة فی
الحرب یا الحرب خدعة) نیرنگ در جنگ است و یا جنگ سراپا نیرنگ است؛ فقط برای نمونه
یکی از چندین روایات هم گروه را که حامل
همین معنا است بیان و الباقی را به محققین میسپارم :
طرق اهل سنت:
حدثنا صدقة بن الفضل : أخبرنا ابن عيينة ، عن عمرو : سمع جابر بن
عبد الله رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قال : قال النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
وَسَلَّمَ : الحرب خدعة .
جابر بن عبدالله
از پیامبر نقل نموده که جنگ سراسر فریب است و نیرنگ
طرق شیعی :
عَنْ عَلِيٍّ ( عليه السَّلام )
أَنَّهُ قَالَ : الْحَرْبُ خُدْعَةٌ ، إِذَا حَدَّثْتُكُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (
صلى الله عليه و آله ) فَوَ اللَّهِ لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ أَوْ
تَخْطَفَنِي الطَّيْرُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَكْذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ
( صلى الله عليه و آله ) وَ إِذَا حَدَّثْتُكُمْ عَنِّي ، فَإِنَّمَا الْحَرْبُ
خُدْعَةٌ ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى الله عليه و آله ) بَلَغَهُ أَنَّ بَنِي
قُرَيْظَةَ بَعَثُوا إِلَى أَبِي سُفْيَانَ إِذَا الْتَقَيْتُمْ أَنْتُمْ وَ
مُحَمَّدٌ أَمْدَدْنَاكُمْ وَ أَعَنَّاكُمْ .
فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه و آله ) خَطِيباً ، فَقَالَ : " إِنَّ بَنِي قُرَيْظَةَ بَعَثُوا إِلَيْنَا إِنَّا إِذَا الْتَقَيْنَا نَحْنُ وَ أَبُو سُفْيَانَ أَمَدُّونَا وَ أَعَانُونَا فَبَلَغَ ذَلِكَ أَبَا سُفْيَانَ ، فَقَالَ : غَدَرَتْ يَهُودُ ، فَارْتَحَلَ عَنْهُمْ (وسائل الشيعة ج 15 ص 134)
فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه و آله ) خَطِيباً ، فَقَالَ : " إِنَّ بَنِي قُرَيْظَةَ بَعَثُوا إِلَيْنَا إِنَّا إِذَا الْتَقَيْنَا نَحْنُ وَ أَبُو سُفْيَانَ أَمَدُّونَا وَ أَعَانُونَا فَبَلَغَ ذَلِكَ أَبَا سُفْيَانَ ، فَقَالَ : غَدَرَتْ يَهُودُ ، فَارْتَحَلَ عَنْهُمْ (وسائل الشيعة ج 15 ص 134)
در جریان بنی
قریظه علی نقل می کند: که چون ایشان در برابر دشمن (ابوسفیان) خیانت نمودند، ما
نیز به ایشان خیانت کرده و فریبشان می دهیم چرا که جنگ سراسر نیرنگ است.
و یا روایاتی که دروغ را جایز ندانسته؛ مگر در 3
جا که یکی از آنها در جنگ است:
وفي حديث أم كلثوم بنت عقبة بن أبي معيط رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ
قالت عن النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : "ولم أسمعه يرخص في شيء
مما يقول الناس إلا في ثلاث" بمثل ما جعله يونس من قول ابن شهاب . ونص
قول ابن شهاب : "ولم
أسمع يرخص في شيء مما يقول الناس كذب إلا في ثلاث : الحرب ، والإصلاح بين الناس ،
وحديث الرجل امرأته وحديث المرأة زوجها"
و پس از راویان
سیره و اجماع و اضطرار از جمله دلایل و اماراتی است که فقیه سلفی- سنی و یا اخباری-
شیعی را هر چند چهره روشنفکرانه ای داشته باشد مدد نماید تا خود را:
1- همیشه در جنگ با کفار بداند
2- جنگ فقط میدان جنگ نیست
3- جنگ دامنه اش در عقاید و افکار هم هست
پس هر عمل و یا
اقدامی برای پیروزی واجب است و بنا بر این ادله ساخت بمب اتمی و یا شیمیایی، قتل،
ترور و کشتار جمعی با دفاع و بی دفاع، با سلاح و بی سلاح، اعدام های گروهی بدون محاکمه
و یا بمب گذاری به مصلحت برای حفظ بیضه اسلام نه تنها جایز بلکه واجب می گردد.
علاوه آنکه در
فقه اهل سنت مبنایی بر اساس مصالح مرسله و به تازگی بعد از انقلاب اسلانی در ایران
تشخیص مصلحت هر نوع تفسیر و تغییر در مبانی را به فقیه میدهد پس یک فقیه سنی یا شیعه
با مبنای مصلحت میتواند دروغ بگوید و یا به دروغ فتوا دهد و نامش را مصلحت دین یا
حکومت بنامد ، اصولا توریه ، تقیه ، اجازه بر فریب غیر مسلمان و حتی غیر شیعه و یا
سنی ، غیبت و مجاز بودن تکفیر هر وقت هر زمان و نسبت به هر کس و در کل عدم توجه به برابری انسان در حقوق انسانی
خود راهی است برای فرار از قوانین بین المللی که ایران و دیگر کشورهای اسلامی طی
میکنند ، هر چند که دیگر کشورهای استعمار گر نیز اساس خویش را بر نفی حثوث بشر
گذاشته و وضعیتی بهتر از کشورهای مسلمان ندارند ولی فعلا ما در پی بیان علت جواز
دروغ در فتاوای مرتبط با سلاح اتمی هستیم .
این شیوه
استدلال مرسوم حوزه ها و مکاتب اسلامی است، به مانند همه مقتدران دنیا که هر گونه
دفاعی را برای خویش جایز دانسته و اجازه دفاع و مقابله به مثل را به حریف در هیچ
جای جهان نمی دهد.
دلیل عمده اینکه
آقای خامنه ای دروغ گفته و ساخت بمب اتمی را حرام اعلام کرده؛
اولا: خود
را در حال جنگ با دنیای کفر (به قول خودش) و ایادی داخلی می داند.
ثانیا:
خود را تنها رهبر مبسوط الید یک کشور مسلمان تقریبا مقتدر می داند.
ثالثا: خود
را فرمانده کل قوا و دارای هوادار و لشگر و عده و توانایی می داند
بنابراین لازم
است از هر راه ممکن با دشمن مقابله نموده و این مقابله نه محدود به میدان های جنگی
و نه در حد سلاح های متعارف است، بلکه می تواند در خانه های مسلمین و شهروندان با
دستگیری و شکنجه در زندانها و یا بمب گذاری حتی علیه خود، برای تحریک جامعه و یافتن همراه و ساخت و تولید بمب های
غیر متعارف و کشتار جمعی اتمی و غیره انجام شده و هر گونه دروغ و نیرنگی برای فریب
افکار عمومی و دشمن نه تنها جایز بلکه واجب خواهد شد پس قطعا آقای خامنه ای در
مورد بمب اتمی یا:
·
بی خبر از این
منابع فقهی بودند که با ضعف فقاهتشان این بعید نیست هر چند که در حد یک طلبه
معمولی که همراهانی همچون فقیهان حکومتی قم نشین و فقیهان مدد یار وی در شورای
نگهبان اخباری مسلک که مقدمات مرجعیت دروغین وی را فراهم آوردند.
·
ویا با خبر بوده
و براساس نیرنگ در جنگ که ایران را همیشه در حال جنگ با دشمن دانسته اند دروغ گفته
اند.
این سبک فقه و
فقاهت و فتوا مرسوم حوزه های شیعه و سنی غیر معتقد به حقوق بشری که در قرآن نیز
بدان اشاراتی موجود است بوده و هیچ تقدمی برای این حق اولیه نمی دهند
با بازخوانی بخش امر به معروف و یا دفاع در رساله های
فقها که به سادگی در فضای سایبری قابل دسترسی است میتوانید به مضمامینی اینچنین دست
یابید:
مسأله 2412ـ هرگاه
مسلمانان از اين بيم داشته باشند كه اجانب نقشه استيلا بر ممالك اسلامى را كشيده و
بدون واسطه يا به واسطه عمّال خود از داخل يا خارج آن را عملى كنند بر همه مكلّفين
واجب است به هر وسيله اى كه امكان دارد در برابر آن بايستند و از ممالك اسلامى
دفاع كنند. (از رساله یک فقیه شیعی)
در حالی که با
سبک و رویه فقیهانی همچون آیة الله منتظری که وقعی برای این دست از روایات و آیات
در برابر حقوق اولیه انسان و صلح جهانی نمی دادند، علاوه بر آنکه میدان جنگ را
گسترده ندانسته و کشور را همیشه در جنگ نمی دانستند، برای شهروندان حتی مخالفین حق
ذاتی قایل بوده و بین مسلمان و غیر مسلمان از حیث شهروندی تفاوتی نمی گذاشتند. اگر
ایران و دیگر کشورهای اسلامی و یا هر کشور دیگر ، تحت کنوانسیونهای بین المللی حقوق
بشرقرار نگیرند و به آن معتقد نباشند داستان حرمت و زشتی بمب اتم و امثال ان
اقسانه ای بیش نخواهد بود .
تا فقیهان سنی و
شیعه و به طور کل فقهای اسلامی فهم تقدم حقوق ذاتی انسان بر هر حقی را درک ننمایند
و بر آن گردن ننهند داستان همین است که هست باید فقه تکانی کرد و از نو باید فهمید
و انسان را در میان همه قضایای شریعت نهاد تا بتوان ارزش را خیالی نپنداشت، اصل هر
چیز و محوریت این جهانی را انسان دانست تا از ظلم، تعدی، ترور و قتل و کشتار به هر
نامی چه دین چه قدرت دوری جست.
تا آن روز
الف...
تیر ماه 1391
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر