دیدنی ترین ویدئوی مرحوم آیة الله منتظری که تا کنون پخش نشده
در طول تاریخ ،بشر همیشه به واسطه خرافه و استفاده از بخش تاثیر پذیر خود یعنی میل به سوی مقدس و تلاطم بخش معنوی و عرفانی مورد تجاوز دغل کاران دنیا طلبی قرار گرفته است که با چهره دین و نقاب تقدس گرایی به استقبال حماقت انسان امده تا جایی که توانسته برده گی و اسارت را بر انسان از راه مذهب و عناوین دینی و دین داری تحمیل نماید. ما بر آنیم که با بازخوانی این دفتر به عمر بشر و پیراستن ذهن از پلشتی های پدید آمده انسان را از اسارت جهل بیرون آورده و با کوشش بتوانیم سره از ناسره بزداییم. به امید خدا
۱۳۹۰ دی ۳, شنبه
۱۳۹۰ آذر ۲۹, سهشنبه
سه سوال از رهبر فعلی ایران
سلام بر ملت ایران و درود بر روان پاک شهیدان وطن از آغاز تا کنون
سه سوال از رهبر فعلی ایران
از رهبر فعلی ایران سه سوال دارم شاید که با بذل توجه و حوصله بخوانند و پاسخی به رعیتشان مرحمت نمایند
1- شما که در نماز جمعه ای در سال 1366 صراحتا قدرت ولی فقیه را محدود دانسته و اجازه دخالت به ولی فقیه در حوزه فروعات دینی نمیدادید و آنچنان با خطاب تند رهبر پیشین نامه عذر خواهی نوشتید و سعی کردید مسئله را رفع و رجوع کنید پس چرا در بازنگری پس از انتصاب به رهبری با این تئوری مخالف عقیده تان یعنی قدرت مطلقه و ولایت مطلقه فقیه نه تنها معارضه نکردید که هیچ بسیار فراتر از قانون نیز مرکب به پیش راندید!، نکند چون که بر سر قدرت نبودید و در بازی سیاسی دهه اول انقلاب به دلیل ضعف قدرت اجرایی رییس جمهور، به دنبال کوتاه کردن سر دیگران برای سر بلندی خویش بودید که اگر این بوده از دیانت به دور و به خودی خود طبق همه مسلماتی که شما بدان شعار به فریاد می کشید از حیز انتفاع خارج و ولایتتان باطل است (البته اگر ولایتی از ابتدا برای کسی قایل بوده باشیم ) این چه رسمی است که اگر قدرت در جیب دیگران باشد باید ستاند و وقتی نوبت به خویش رسد تمامی قدرت را باید نگه داشت و بر آن افزود ، به نظر شما مقصود اصلی از ولایت فقیه این بود که کسی بیاید و مردم را صغیر و خویش را کبیر ایشان بنامد و عوام را سفیه و خویش را عاقل ترین بداند و یا همه رعیت و یک نفر ارباب ؟ یا ولایت به معنای قدرت معنوی است که همیشه باید مراقب حق ضعیفان و ستم دیده گان جامعه باشد و سعی کند حقی که خدا به انسان داده یعنی اختیار را پاسبان باشد و برای انسانها یعنی مسجود ملائک ارزشی بس سترگ در نظر گرفته و برای رساندن انسان به بالاترین مقام خویش همه چیزش را فدا کند در کدامین مکتب دینی و یا اسلامی و یا مذهبی به شما آموخته اند که با فشردن جامعه و عصاره کشی یا بهتر بگویم یار کشی تمامی ملت را سفیه یا مریض یا میکروب و یا.... بدانید و خویش را بر ملتی بزرگ چوپان و راعی و از این دست صفات برخوانید ؟!! من به عنوان یک مسلمان وقتی که به سیره و تعامل نبوی و علوی با مردمشان مینگرم هیچ اثری از رفتاری که شما با ملت خویش داشته اید نمی بینم که هیچ بلکه بیشتر به سیره اموی و عباسی شبیه تر می نماید و استبداد و سلطنت را نمایان تر از ولایت الهی همراه با تقوی میبینم !
آیا این قدرت مطلقه و بی انتهای شما که روزی هم مورد نقد خود شما بود نیست که شما را به بیراهه کشانده و مثال آن سخن نیست که قدرت فساد آور و قدرت مطلق فساد مطلق ببار می آورد ؟ کمی به عاقبت خویش بیاندیشید و چار روز دنیا و چرب و شیرین قدرت را ننگرید که این و آن و من و تو رفتنی هستیم یادم میاید در چند روز آخر عمر مرحوم آیة الله بهاء الدینی وقتی گفتم مرانصیحتی کن به خود اشاره کرد که من و وجودم و مرگم خود نصیحت است بنگر و ببین هر که باشی خواهی مرد و از یادها خواهی رفت و بدنت با خاک و روحت در افلاک با اعمالت محشور میشود ..چرا به فردای خویش و نابودی همه ارزشهای انسانی که با اطلاق دندان قدرت فراهم آمده بی توجهید بهتر است از حافظ بشنوید که میفرماید :
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
چرا باید انسان مصداق آن کار باشد؟!!
2- 2- شما که به خوبی میدانید نه مجتهد هستید و نه مرجع ! شما چگونه اجازه دادید بدعتی دیگر از راه ایجاد رعب و ارعاب و تطمیع با ابزارهای مختلفی که در طول این 22 سال ساخته اید. با تامین امضای تحمیلی وجمع کردن امضا برای تایید مرجعیت خویش خلاف مسیر تقوا است ،شما به خوبی عند الله میدانید سواد لازم را برای اداره کلاس سطح حوزه را هم ندارید فکر میکنید نمیدانند و نمی دانیم که مطالب درسی شما را پیشاپیش آقایان رضوانی و جنتی به همراه صدها طلبه دیگر آماده کرده و بعد شما در کلاس به اصطلاح خارج فقه تان روخوانی میکنید و هیچ کس هم به جز تعداد ویژه ای که از قبل تعیین شده اند اشکالاتی طرح که پاسخ آنها را نیز از قبل برایتان آماده کرده اند عهده دارند تا صورت این به اصطلاح درس خارج برای دستگاههای خبری و عوام آماده باشد اگر نخوردیم نان گندم اما دیده ایم دست مردم برای من طلبه این نسایل قابل هضم نیست که یک روضه خوان منبری ادعای مرجعیت و بیان حکم خدا بکند و خویش را درمقابل نه ملت بلکه خدا نیز پاسخگو نداند ؟!
اما بدون توجه به مسئله حکومت و قدرت چگونه به خوداجازه میدهید مردم را به تقلید شما دعوت نموده بعد هم با جسارت بی نظیری که من تاکنون درهیچ مرجعی ندیده و نشنیده ام بر تفکیک مقلدین خارج و داخل کشور اصرار ورزیده و خویش را مرجع خارجی ها بدانید؟!! مگر تقلید داخل و خارج کشور می شناسد؟ چرا بدعتی را باب کردید که نه در شیعه و نه در اهل سنت نظیرش را کس ندیده !
با فتوای شما مردم حج میکنند ، نماز میخوانند و اعمال مذهبی خویش را ترسیم میکنند فتوا بازیچه نیست ، اجتهاد یک انسان تلاش گر با تقوای درس خوانده ای است که با هراس از خدا و با نگرانی از صحت و سقم نظر و مطابقت با حکم خدا صادر میشود شما که 33 سال در کوران انقلابید و به قول خودتان 16 ساله گی برای تحصیل به حوزه مشهد رفتید و نزدیک 15 سال هم ادعای مبارزه و تبعید و زندان و این مقولات بوده اید این یعنی 64 سال مفارقت از علم و حوزه در حالی که شما 72 سال عمر دارید یعنی فقط 8 سال درس خوانده اید و این برای رسیدن به مقام یک روضه خوان و یا منبری شاید کافی باشد ولی برای مرجعیت و اجتهاد کافی نیست مگر شما ادعای نبوغی همچون انیشتین داشته باشید که من بعید می دانم! پس شما کی وقت مطالعه و تحصیل برای رسیدن به اجتهاد و سپس به مقام منیع مرجعیت یافتید مرجعیتی که 50 سال فقط باید خواند و نوشت و تدریس کرد تا شاید قابلیت افتاء یافت مرجعیت به مانند علوم آکادمیک یک رتبه علمی استکه با تلاش به دست مییاید حتی دکتری افتخاری در دانشگاههای جهان لعتبار علمی نداشته و فرد دارنده آن نمیتواند به استناد به آن در آن رشته پیشتر رود قصه کردان و کردان ها برگرفته از عمل شما است و هر بی سوادی که امروزبا آن در کشور مواجهیم از باب آنستکه شما باب مدرک تهی و جعل مقام علمی را باز کردید ! آیا فکر میکنید مرجعیت و فتوا هم مثل سیاست بازیچه دست هر انسانی است و با تعریف و تبلیغ همج الرعاع و اطرافیان گرد شیرینی می توان حجتی برای خدا تولید کرد؟ فکر قیامت خویش و هزاران مرد و زن و پیر و جوان نیستید که با تبلیغ و ترویج دروغ شما را به مرجعیت نشاندند و اعمال مسلمین را به ابطال کشاندند ؟ کدام کتاب فقه استلالی را تدوین و کدام شاگرد فقیه را به بار آورده اید که ما نمی شناسیم ؟ از بحث استاد میگذرم که در کارنامه شما با تناقضاتی که هست اسم استاد با زمان حضورتان در مدرس و مکتب هر یک سازگار نیست و هر بار به بهانه تیمار پدر وقتی را به بطالت کشانده و فرصتهای تحصیلی خویش را توجیه کرده اید ! آقای عزیز به رسم امر به معروف و نهی از منکر و از سر خیر خواهی میگویم دین مردم را رها کنید و به حکومت خویش بپردازید چرا میخواهید ما همیشه به جای یک انسان خوب شما را با شریح قاضی اشتباه بگیریم ؟! آیا مقام ریاست مطلقه برای شما کافی نبود که دست در دین و اعتقادات مردم کردید نه اینجا جولانگه هر کس است ونه این شکار طعمه هر شکارچی ! شما نیز خوب میدانید که صالح این منصب نیستید پس یا رهایش کنید عاقبت بیاندوزید و یا به مهلکه روید که قرآن گفت:
اما شاکرا و اما کفورا.
3- اطرافیان و حلقه نزدیک به شما و مدیران این کشور غرقه به ظلم این القاب را برای شما به کار میگیرند اگر صحیح
است و شما بدان راضی مستند این القاب را از کتاب خدا و سنت رسول و ائمه ع بفرمایید (البته اگر میدانید منابع فقهی و دلیل فقاهتی و و فرقش با دلیل اجتهادی را ) تا ما نیز بدانیم و لب فرو بندیم!
مقام عظمای ولایت
مقام معظم رهبری
امام المسلمین (به معنای خاص)
خورشید ولایت
ماه ولایت
ولی امر مسلمین جهان
آیة الله العظمی امام خامنه ای
نایب امام زمان
آیا به نظر شما مردم به علی چه خطاب میکردند فقط کافی است به نهج البلاغه مراجعه و آن را تورق کرده و یا به آثار مکتوب و مستند روایی اهل بیت مراجعه کنید ایشان با نام و گهگاه بدون کنیه مورد خطاب مردم بودند و اجازه چاپلوسی و پاچه خواری به کسی نمیدادند و اصرار داشتند که در دهان مداحان خویش خاک بریزید (کنایه از ساکت کردن فوری فرد چاپلوسو تملق گر) و اگر در قرآن برای رسول اکرم آمده که نام ایشان را به مانند آنچه که رایج است میان خود نبرید از همین باب است که آنقدر خودمانی و نزدیک و گهگاه با شیطنت از ایشان نام میبردند که شائبه تحقیر رسول اکرم فرمان را از آسمان آورد تا مقام رسالت را حفظ نماید شما که از رسالت که هیچ العیاذ بالله مقام قدسی خدا را هم در شکافته و ما فوق اسطغوسات نشسته اید مگر در تاریخ و سیره نبوی در زمان حضور نبی در مدینه و نه مکه یعنی در اوج قدرت هر بادیه نشین و یا غریبه ای که به مدینه میامد و در میان جمع نمی توانست پیامبر را تشخیص دهد (بگذریم که صندلی شما از هر صندلی نشینی بلندتر بوده و هست ولی برای یافتن شما کافی است با یک نگاه به بالاترین جایگاه شما را بیابند ، در شان و جلال و مقام تمام مثال شاهان نه مثال پیامبرانجلوس میکنید) ! چرا که پیامبران به سودای طبابت و تعلیم مردم کوله خویش بر پشت نهاده و به دنبال این و آنند و ننشسته تا برایشان مدیحه سرایی کنند و مقام در غبغب قرقره کنند ! حتی بسیار شنیده ایم که گفته اید ما به جای من این ادبیات رسول خدا نیست بلکه ادبیات فرعونی است و تنه به جایگاه الهی زدن تعبیر میشود ، گویند روزی ناصرالدین شاه به آینه ای که از فرنگ آورده بود می نگریست که لبخندی زد و با صدای بلند گفت از خومان خوشمان آمد؟!!!
چگونه است که حتی در این مورد هم به منوب عنهم (پیامبر و امام) هیچ شباهتی ولو به ظاهر ندارید و یا شاید اسلامی که شما به آن آگاهید و می دانید و یا نسخه دومی از کلام خدا در جیبتان است که ما از آن نا اگاهیم که در آن وجیزه گفته که بگذارید بستایند و غلو کنند و باد کنند تا هم ملک و هم مملکت بترکد !
آیا سزاورا است شما را گاهی با یک خط و یا بیشتر تا حد یک صفحه در نامه ها و سخنرانی ها و نوشتجات بستایند باز خویش را جانشین آن نگار خط ننوشته محسوب کنید؟!
مگر در زمان نظام پادشاهی چه می کردند جز چاپلوسی و تملق و ستایش و کرنش؟!!
شاه را سایه خدا ... قدرتش را مطلق ... و دانشش را بی انتها معرفی میکردند و در عاقبت چه شد؟
این الملوک این ابناء الملوک ؟
من به عنوان وظیفه باز هم سوالاتی دارم و از باب خیر خواهی ابتدا برای انسانی همچون شما که در مرکبات نادانی خویش گهگاه گم میشود و از شما میخواهم برای پاسخ هم تلاش نموده و هم تا دیر نشده برای اصلاح اقدام کنیدکه اول بدبختی هر کسی تکبر است از سرنوشت شیطان تا پس او باید عبرت گرفت که در حضور حضرت ذوالجلال احدیت وقتی پرسیدند چرا سجده نکردی بر آدم گفت: خلقتنی من نار و خلقته من طین آری من خاکم من از گلم من از دنیای دنیم و تلاشم عروج است به فضایل انسانی به تقوای الهی به اخلاق نبوی و به سیره علوی در حالی که سرچشمه همه بدیها در این میان تکبر است و پس آن نادیده انگاشتن دیگران آغازش !
به داد خویش برسید و خویش به محاسبه کشید که فردا دیر است "و ان العقبة لشدید" و قیامت در راه ، مردمی که همچو گوسپند می انگارید هر یک عزیزی از عزیزان خدایند که خداوند با مهر و رحمت خویش آفریده و برای هر یک هدفی متعالی در نهادش بنا نهاده این چند روز دنیا نباید من و شما را از وظیفه ای که در قبال خلق خدا و خلق که با هدف آفریده و نوازش شده اند به دور سازد ،ارباب اند و شماخدمتگذار ایشان نه بر عکس .
باز هم گفته ها هست که در نامه های بعدی به آنها خواهم پرداخت و هرگز نخواهم گذاشت پشت عزیزمان جناب آقای نوری زاد خالی شود ما نیز مثل صدها هزار ایرانی سوالاتی داریم که 33 سال است یا دندان گزیدیم و خون دل خوردیم و هیچ نپرسیدیم و یا با پرسش پاسخی جز زندان و شکنجه و بی داد بر آن نیافتیم یک بار و برای همیشه به عهد تکوینی انسان با خدایش باز گردید و بگویید بلی (الست بربکم قالوا بلی).
والسلام
یک طلبه حوزه علمیه
الف....
الف....
آذر ماه 1390
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ به چند اظهار نظر ذیل این پست:
ناشناس محترم فرض کنید من طلبه نباشم ولی شما به من بگویید که اولا از کجا و چه مستندی این دروغ شاخدار را در مورد آقای مکارم میسازید
ثانیا این یکی در حوزه در حال تدریس مداوم بوده و آن دگر در مسیر غیر تدریس یا منزل پدری به بهانه مراقبت از پدر و یا در حوزه سطح پایین مشهد یا در حال مبارزه پس کی خوانده نکند از عالم غیب بر او الهام شده بد هم نیست ادعای خوبی است الهام از عالم غیب که میشود معصوم پانزدهم و امام سیزدهم
ثالثا مقصود از مرجعیت به غیر از اجتهاد است من با دلایلی که آوردم گفتم که ایشان نه مجتهد است و بالطبع مرجع هم نیست چرا که هیچ کتاب فقهی استدلالی (دقت کنید فقه استدلالی اهل خبره خوب میفهمند من چه میگویم ) و یا اصول استدلالی ندارند و شاگردی به نام و معروف در ححوزه ندارند این شخص با دزدین نام مجتهد ابتداء و با ربودن نام مرجعیت همه رذایل اخلاقی را وارد این بخش و صنف از جامعه نمود یعنی فقیه حکومتی
چه کسی بدون وجود مدارج علمی نه ترجمه چند کتاب تاریخی از سید قطب به ایشان حاضر است اجتهاد داده باشد مگر آقای سرخپوش هاشمی رفسنجانی که با نقل دو خاطره خمیر رهبری وی را بر تنور انقلاب چسباند
من خوب میدانم اجتهاد غیر از رهبری است و هر دو غیر از مرجعیت مرحوم آیه الله منتظری در 1376 به صراحت مرجعیت وی را رد کردند نوار ویدئو ایشان در همین وبلاگ هست ببینید و سپس قضاوت کنید علاوه انکه من خود مجتهدم و زیر و بم تمام این امورراخوب میدانم اگر مطلع نیستید به مقاله کمی با تحصیلات سید علی خامنه ای در همین وبلاگ مراجعه و تناقضات ایشان را در زندگی تحصیلی ببینید و بخوانید.
--------------------------------------------------------
در پاسخ به نظر دیگر دوستم :
عجب شاهد از غیب رسید بیش از 3 بار گفتم کتاب فقه استدلالی این معظم شما چه نام دارد و کجا چاپ شده جوابی نداده اید رفته اید از آقای مکارم فضیلت نقل میکنید اگر شما طلبه هستید و یا طلبه دوست به اصل موضوع یعنی بی سوادی سید علی خامنهای بپردازید نه دفاع از کس دیگر .علاوه انکه داستان ابهت سازی و بت پروری همیشه در بیوت مراجع بوده مگر کسی که از دست شاه جایزه کتاب سال میگیرد (کتاب فیلسوف نما هانوشته مکارم شیرازی) گویشش بر عدالت است بروید تاریخ معاصر بخوانید تا زود گولخورید و کمی هم به بیت رهبرتان بفرمایید کتابی چیزی تهیه کنند به نام فقه استدلالی تا زبان ما برای مدت کوتاهی تا بررسی کتاب بسته شود تا بعدش خدا کریم است ..... در مورد مرحوم آیة الله منتظری باید بگویم من مفتخرم که بحت تاثیر شیخی ساده ام و نه شیطانی در لباس انسان که فقط می درد و اسمش را میگوید اقتدار و استواری کشته های ایران در طول این 33 سال از انقلاب تا جنگ و تا 30 خرداد 1388 و بعد آن بر عهده همین آقای بی کتاب شما است که ساده هم نیست و راه راه است ....
-------------------------------------------------------------------
پاسخ :
در نامه خویش از مقام علمی فقهی کسی سوال کردم که هم مدعی اجتهاد شده و هم مدعی مرجعیت فعلا بحث رهبری این کشور را به سوال نکشیدم شما عاجزید از اینکه بتوانید از مقام علمی جعلی ایشان دفاع کنید به کربلا می زنید دوست محترم آقای خامنه ای روضه خوانی است کم سواد اجتهادش به زور سر نیزه و بدون سند علمی (تایید گروهی فایده ندارد چرا که صد پروفسور کسی را تایید کنند در عین حال فرد باید رساله دکتری داشته باشد تا phd به او دهند) بر کرسی رهبری به شرط اجتهاد نشست و پس از مطلق کردن حکومتش به مرجعیت چنگ انداخت که این سکس دیگر گشاده خواهی بیش از اندازه هیکلش بود تمامی سوال من این بود که فردی کم سواد و به دور از حوزه با نداشتن کتاب استدلالی فقهی و اصولی چرا مدعی اول اجتهاد و سپس مرجعیت شده .... اگر می خواهد حکومت کند مثل شاه حکومت مطلقه اش کند و بر سر مردم آتش بریزد آن بحث دیگری است ولی داشتن مقام علمی بدون پیشینه هم او میداند و هم شما نچسب است به همین دلیل است که شما عاجز از اثیات علم فقاهتی ایشان هستید و چتدین کامت نوشته ام و شما حتی یک سند علمی ارائه نکردید باز میگویم بحث مدیریت جامعه نیست بحث جایگاه علمی ا است .
اما ساده لوحی آیة الله منتظری ... من ترجیح میدهم ابو موسی اشعری بر جامعه حاکم باشد تا یزید و شریح قاضی شیطان صفت علاوه آنکه هرگز ایشان ساده لوح نبودند بلکه ساده گو و عمق اندیش بودند اگر همان آقای خمینی نصیحتهای این مرد را گوش میکرد و هاشمی و احمد خمینی را از خانه اش (بخوانید دربارش) دور میکرد و با مردم مثل انسان ارزشمند برخورد میکرد و دائما در حال اعدام گروهی مخالفین نبود امروز انقلاب بزرگ آزادی خواهی یک کلت دوباره دزدیده نمیشد او ساده گو و عمیق اندیش بود وهرگز از حق ملتی که خود یکی از آحادش بود کوتاه نمی امد علاوه آنکه در حکومت سید علی (بخوانید سلطنت دائمی) 3 بار دوستان انقلاب حذف شده اند حال نیز به کودک خود پرورده (احمدی ن..)نیز مارک انحرافی و سپس حذف میزند این مدیریت پیچیده شما همه مردم را نا محرم میداند .
در انتها برای گم نشدن سخن ابتدا مدارک علمی از جمله کتاب فقهی و اصولی استدلالی این معظمتان را ارائه و شاگردان مبرزی که در مکتب وی مجتهد شده اند را معرفی و سپس به سخنان دیگر بپردازید .
والسلام
-----------------------------------------------------------
با این حساب که حرف میزنید پس معلوم شد فرد مورد بحث ما مجتهد و به طور طبیعی مرجع تقلید نیست در ضمن آیة الله منتظری 2 سال است فوت کرده و باید به شما عرض کنم بساط ولایت فقیه باید از حکومت برچیده شده و به جای ان جمهوری بر اساس خواست مردم بنیاد نهاده بشود ولی کی زمانش با مردم است نه تو نه من اما در مورد قرائتی جنابعالی بفرمایید از قول من که علی ع امام شیعیان میفرمایند انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال به گفتار فرد بنگر نه به گوینده سخن شما رد این مباحثات با اینکه سعی کردی خویش را از من پنهان تر کنی من هیچ وقت از شما آشکاری نخواسم و همین نشان ظلمی است مداوم که نه تو و نه من جرات داشته باشیم آشکار سخن بگوییم این نشان یک حکومت اموی است نشان ضحاکی است که در شاهنامه برایمان گفته اند نشان نمرودی است در قرآن امده وگرنه در تاریخ اسلامی و نزد علی هرکس جرات ابراز سخن داشت 21 مرجع را این حکومت به خاک و خون کشیده و یا حصر و یا نابود کرده از مرحوم آیة الله شریعتمداری تا سید حسن قمی ،خوانساری ، روحانی ، شیرازی، صفایی، طسوجی، صادقس طهرانی، صانعی، بیات، رضا صدر، و بسیاری دیگر حوزه دولتی شده اقتصاد از هم پاشیده مرزها نا امن زنها بی امان مردها دردمند ولی هر کس تلاش میکند خویش را با هزینه کمی آرام کند چرا که هزینه برخورد با حکومت بسیار بالا است و مردم بعد از چهار انقلاب از مشروطیت میدانند نباید بی جهت خویش و خاندانشان را هزینه کنند .
نتسجه بحث با شما :
1- نتوانستید هیچ سند مبنی بر اجتهاد اولا و در پی کسب مرجعیت خامنه ای نشان دهید و هی گفتید من کاری به این ندارم
2- از جنایات آقایی که نامش را امام نهادید گذر کردید و پاسخ اعدامهای سال 67 داده نشد
3-حوزه علمیه را محل اوباش و اراذل کردید و مرجعیت شیعه را نابود
5- از قرائتی به جای قرآن و نهج البلاغه مثال میاورید و این نشان از تهی بودن مشت است
6- بسیج یا سپاه و یا مامور گمنام هر چه که باشد از درون ملت ایران است در صورت عدم دخالت در جنایات بشری محاکمه نخواهید شد لطفا نام و نشان خویش را بفرمایید که صد البته قرآن میفرماید لم تقولون ما لاتفعلون
7- از اینکه میبینم دشمن آزادی و مردم ایران اینقدر بی مایه و حقیر است بر خویش و مردمم می بالم یک تار موی یک دختر و یا پسر آلا مد را به کسی که اینقدر بی مایه و ضعیف و بی تقوا است نمیدهم هر وقت از بابای حکومتی تان کتابی به دست آوردی مرا خبر کن و ضمنا به شکم به آقای قرائتی بفرمایید همان به که برای امثال شما سخن بگوید تا سندی در دست داشته باشید ما میگوییم علی گفت شما بگویید قرائتی گفت
شاد باش برای میلاد نسیح پیامبری که قران گفت کلمه بود
والسلام
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ به چند اظهار نظر ذیل این پست:
ناشناس محترم فرض کنید من طلبه نباشم ولی شما به من بگویید که اولا از کجا و چه مستندی این دروغ شاخدار را در مورد آقای مکارم میسازید
ثانیا این یکی در حوزه در حال تدریس مداوم بوده و آن دگر در مسیر غیر تدریس یا منزل پدری به بهانه مراقبت از پدر و یا در حوزه سطح پایین مشهد یا در حال مبارزه پس کی خوانده نکند از عالم غیب بر او الهام شده بد هم نیست ادعای خوبی است الهام از عالم غیب که میشود معصوم پانزدهم و امام سیزدهم
ثالثا مقصود از مرجعیت به غیر از اجتهاد است من با دلایلی که آوردم گفتم که ایشان نه مجتهد است و بالطبع مرجع هم نیست چرا که هیچ کتاب فقهی استدلالی (دقت کنید فقه استدلالی اهل خبره خوب میفهمند من چه میگویم ) و یا اصول استدلالی ندارند و شاگردی به نام و معروف در ححوزه ندارند این شخص با دزدین نام مجتهد ابتداء و با ربودن نام مرجعیت همه رذایل اخلاقی را وارد این بخش و صنف از جامعه نمود یعنی فقیه حکومتی
چه کسی بدون وجود مدارج علمی نه ترجمه چند کتاب تاریخی از سید قطب به ایشان حاضر است اجتهاد داده باشد مگر آقای سرخپوش هاشمی رفسنجانی که با نقل دو خاطره خمیر رهبری وی را بر تنور انقلاب چسباند
من خوب میدانم اجتهاد غیر از رهبری است و هر دو غیر از مرجعیت مرحوم آیه الله منتظری در 1376 به صراحت مرجعیت وی را رد کردند نوار ویدئو ایشان در همین وبلاگ هست ببینید و سپس قضاوت کنید علاوه انکه من خود مجتهدم و زیر و بم تمام این امورراخوب میدانم اگر مطلع نیستید به مقاله کمی با تحصیلات سید علی خامنه ای در همین وبلاگ مراجعه و تناقضات ایشان را در زندگی تحصیلی ببینید و بخوانید.
--------------------------------------------------------
در پاسخ به نظر دیگر دوستم :
عجب شاهد از غیب رسید بیش از 3 بار گفتم کتاب فقه استدلالی این معظم شما چه نام دارد و کجا چاپ شده جوابی نداده اید رفته اید از آقای مکارم فضیلت نقل میکنید اگر شما طلبه هستید و یا طلبه دوست به اصل موضوع یعنی بی سوادی سید علی خامنهای بپردازید نه دفاع از کس دیگر .علاوه انکه داستان ابهت سازی و بت پروری همیشه در بیوت مراجع بوده مگر کسی که از دست شاه جایزه کتاب سال میگیرد (کتاب فیلسوف نما هانوشته مکارم شیرازی) گویشش بر عدالت است بروید تاریخ معاصر بخوانید تا زود گولخورید و کمی هم به بیت رهبرتان بفرمایید کتابی چیزی تهیه کنند به نام فقه استدلالی تا زبان ما برای مدت کوتاهی تا بررسی کتاب بسته شود تا بعدش خدا کریم است ..... در مورد مرحوم آیة الله منتظری باید بگویم من مفتخرم که بحت تاثیر شیخی ساده ام و نه شیطانی در لباس انسان که فقط می درد و اسمش را میگوید اقتدار و استواری کشته های ایران در طول این 33 سال از انقلاب تا جنگ و تا 30 خرداد 1388 و بعد آن بر عهده همین آقای بی کتاب شما است که ساده هم نیست و راه راه است ....
-------------------------------------------------------------------
پاسخ :
در نامه خویش از مقام علمی فقهی کسی سوال کردم که هم مدعی اجتهاد شده و هم مدعی مرجعیت فعلا بحث رهبری این کشور را به سوال نکشیدم شما عاجزید از اینکه بتوانید از مقام علمی جعلی ایشان دفاع کنید به کربلا می زنید دوست محترم آقای خامنه ای روضه خوانی است کم سواد اجتهادش به زور سر نیزه و بدون سند علمی (تایید گروهی فایده ندارد چرا که صد پروفسور کسی را تایید کنند در عین حال فرد باید رساله دکتری داشته باشد تا phd به او دهند) بر کرسی رهبری به شرط اجتهاد نشست و پس از مطلق کردن حکومتش به مرجعیت چنگ انداخت که این سکس دیگر گشاده خواهی بیش از اندازه هیکلش بود تمامی سوال من این بود که فردی کم سواد و به دور از حوزه با نداشتن کتاب استدلالی فقهی و اصولی چرا مدعی اول اجتهاد و سپس مرجعیت شده .... اگر می خواهد حکومت کند مثل شاه حکومت مطلقه اش کند و بر سر مردم آتش بریزد آن بحث دیگری است ولی داشتن مقام علمی بدون پیشینه هم او میداند و هم شما نچسب است به همین دلیل است که شما عاجز از اثیات علم فقاهتی ایشان هستید و چتدین کامت نوشته ام و شما حتی یک سند علمی ارائه نکردید باز میگویم بحث مدیریت جامعه نیست بحث جایگاه علمی ا است .
اما ساده لوحی آیة الله منتظری ... من ترجیح میدهم ابو موسی اشعری بر جامعه حاکم باشد تا یزید و شریح قاضی شیطان صفت علاوه آنکه هرگز ایشان ساده لوح نبودند بلکه ساده گو و عمق اندیش بودند اگر همان آقای خمینی نصیحتهای این مرد را گوش میکرد و هاشمی و احمد خمینی را از خانه اش (بخوانید دربارش) دور میکرد و با مردم مثل انسان ارزشمند برخورد میکرد و دائما در حال اعدام گروهی مخالفین نبود امروز انقلاب بزرگ آزادی خواهی یک کلت دوباره دزدیده نمیشد او ساده گو و عمیق اندیش بود وهرگز از حق ملتی که خود یکی از آحادش بود کوتاه نمی امد علاوه آنکه در حکومت سید علی (بخوانید سلطنت دائمی) 3 بار دوستان انقلاب حذف شده اند حال نیز به کودک خود پرورده (احمدی ن..)نیز مارک انحرافی و سپس حذف میزند این مدیریت پیچیده شما همه مردم را نا محرم میداند .
در انتها برای گم نشدن سخن ابتدا مدارک علمی از جمله کتاب فقهی و اصولی استدلالی این معظمتان را ارائه و شاگردان مبرزی که در مکتب وی مجتهد شده اند را معرفی و سپس به سخنان دیگر بپردازید .
والسلام
-----------------------------------------------------------
با این حساب که حرف میزنید پس معلوم شد فرد مورد بحث ما مجتهد و به طور طبیعی مرجع تقلید نیست در ضمن آیة الله منتظری 2 سال است فوت کرده و باید به شما عرض کنم بساط ولایت فقیه باید از حکومت برچیده شده و به جای ان جمهوری بر اساس خواست مردم بنیاد نهاده بشود ولی کی زمانش با مردم است نه تو نه من اما در مورد قرائتی جنابعالی بفرمایید از قول من که علی ع امام شیعیان میفرمایند انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال به گفتار فرد بنگر نه به گوینده سخن شما رد این مباحثات با اینکه سعی کردی خویش را از من پنهان تر کنی من هیچ وقت از شما آشکاری نخواسم و همین نشان ظلمی است مداوم که نه تو و نه من جرات داشته باشیم آشکار سخن بگوییم این نشان یک حکومت اموی است نشان ضحاکی است که در شاهنامه برایمان گفته اند نشان نمرودی است در قرآن امده وگرنه در تاریخ اسلامی و نزد علی هرکس جرات ابراز سخن داشت 21 مرجع را این حکومت به خاک و خون کشیده و یا حصر و یا نابود کرده از مرحوم آیة الله شریعتمداری تا سید حسن قمی ،خوانساری ، روحانی ، شیرازی، صفایی، طسوجی، صادقس طهرانی، صانعی، بیات، رضا صدر، و بسیاری دیگر حوزه دولتی شده اقتصاد از هم پاشیده مرزها نا امن زنها بی امان مردها دردمند ولی هر کس تلاش میکند خویش را با هزینه کمی آرام کند چرا که هزینه برخورد با حکومت بسیار بالا است و مردم بعد از چهار انقلاب از مشروطیت میدانند نباید بی جهت خویش و خاندانشان را هزینه کنند .
نتسجه بحث با شما :
1- نتوانستید هیچ سند مبنی بر اجتهاد اولا و در پی کسب مرجعیت خامنه ای نشان دهید و هی گفتید من کاری به این ندارم
2- از جنایات آقایی که نامش را امام نهادید گذر کردید و پاسخ اعدامهای سال 67 داده نشد
3-حوزه علمیه را محل اوباش و اراذل کردید و مرجعیت شیعه را نابود
5- از قرائتی به جای قرآن و نهج البلاغه مثال میاورید و این نشان از تهی بودن مشت است
6- بسیج یا سپاه و یا مامور گمنام هر چه که باشد از درون ملت ایران است در صورت عدم دخالت در جنایات بشری محاکمه نخواهید شد لطفا نام و نشان خویش را بفرمایید که صد البته قرآن میفرماید لم تقولون ما لاتفعلون
7- از اینکه میبینم دشمن آزادی و مردم ایران اینقدر بی مایه و حقیر است بر خویش و مردمم می بالم یک تار موی یک دختر و یا پسر آلا مد را به کسی که اینقدر بی مایه و ضعیف و بی تقوا است نمیدهم هر وقت از بابای حکومتی تان کتابی به دست آوردی مرا خبر کن و ضمنا به شکم به آقای قرائتی بفرمایید همان به که برای امثال شما سخن بگوید تا سندی در دست داشته باشید ما میگوییم علی گفت شما بگویید قرائتی گفت
شاد باش برای میلاد نسیح پیامبری که قران گفت کلمه بود
والسلام
اشتراک در:
پستها (Atom)
