در سوگ استادی بزرگ و مدافعی نستوه از حقوق مردم مرحوم آیه الله دکتر صادقی تهرانی
سالها پیش وقتی به درس تفسیرش رفتم فهمیدم که شیعه چه قدر در این علم ضعیف و از مباحث قرآنی به دور است ،اگر اغراق نکنم دریایی از علوم قرانی
را به سینه داشت و حافظه ای بسیار قوی.عجوبه ای که کمتر قرن حاضر به خود در حوزه های علمیه و دانشگاههای مرتبط با علوم اسلامی دیده بود .
ایشان چند ویژه گی داشتند که بهتر میدانم به یادشان بگویم تا بدانیم چه کسی را از دست داده و در سوگشان بر چه کسی اندوه ناکیم و از چه عزیزی یاد میکنیم.
1 1- تواضع و خوش رویی
از ابتدایی ترین نمودهای شخصیتی ایشان همنشینی با همه بود و این را هر کسی با ایشان رودررو شده و ملاقات کرده اذعان میکند برای پاسخ دادن به سوالات هر
کس و در هر جا، ملاحظه شان و جایگاه نداشتند، بارگاه و منطقه ممنوعه ای برای خود تهیه ندیده بودند و یا منشی ویژه یا هر عنوان دیگری وجود نداشت ، چای را به دست خود با همان کهولت سن لرزان ولی شادان و بشاش میاورددند و با این کار میهمان یا شاگرد را شرمنده محبت خود میکردند .
پیش و پس از اتمام درس شروع میشد همراهی تا دام در و برخاستن و احترام کردن را هرگز فراموش نمی کردند حتی با آن حال سخت بیماری بسیار پیشرفته و شکستگیهای در اثر تصادف هیچکدام مانع از این نشد که این خلق و روش بر هم بریزد و با تمام توان تلاش میکردند به کسانی که نزدشان میامدند احترام گذاشته و احساس ابهت یا شائبه هاله نور به ایشان دست ندهد.
از جمله فتاوای ایشان حرمت دست بوسی است فرقی هم نمیکند که بشر معصوم باشد یا غیر معصوم ،اجازه احساس حقارت به افراد نمیدادند بسیار کسانی بودند که درخواست دستبوسی داشتند و ایشان به شدت به این عمل و درخواست اعتراض کرده و معتقد بودند انسان شریف است و حق نیست برای هیچ انسانی به غیر از خدا برای انسانی دیگر خم شده و حقیر شود .
همیشه لبخندی بر لب داشتند نه از سر جلب افراد و نیرنگ برای فریب ایشان بلکه بر اساس اعتقادات خود و احترام و عشق به انسان از هر مرام ،مسلک و یا دین . تلاش میکردند نگاهی از سر لطف و محبت با همه داشته باشند تا فرد مراجعه کننده بتواند هر نقدی دارد وارد کرده و یا هر سوالی دارد بنماید. سعه صدر و قدرت تحمل فراوان ایشان انسان را متحیر میکرد تا بدان حد که وقتی از طرف حکومت جمهوری شیطانی به محل تدریس ایشان در سال 1370 با اوباش یورش برد با ایشان به تبسم سخن میگفت، هر چند که آن نگون بختان با سنگ و چاقو و چماق پاسخ این همه محبت را دادند و تن ایشان را زخمی و رنجور کردند .
یادم میاید روزحمله اوباش طلاب برای سوزاندن منزل و بیت ایشان در سال ۷۳، ایشان فقط و فقط با آرامش ومهربانی باور نکردنی از راه مجادله أحسن فحاشی ها را به جان پذیرفت و با ایشان به نرمی سخن گفت تا جایی که برخی از ایشان از کردار وحشیانه خود نادم گشته و در روزهای پس از آتش افروزی به دارا لقران سعی در پوزش از ایشان داشتند اما ایشان اصلا در پی آن نبودند که کینه ای را بروز داده و یا یاد آوری توحش ایشان نماید، چرا که ایشان پدری بود برای مردمش دلسوز و خیر خواه .
۲- جایگاه علمی و توان تفسیری :
تایید بی نظیر علامه طباطبایی نویسنده تفسیر المیزان بر کتاب ارجمند تفسیر الفرقان جناب استاد که بالغ بر۳۰ جلد میشود آنچنان عظمتی بر کتاب داد که هر منتقد سیاه دلی را درمانده مینمود.
بسیار صاف و روشن سخن گفتن در جایگاه تدریس و راحت مقصود را رساندن شیوه ای است که کمتر در حوزه علمیه قم معمول و رایج باشد چرا که بسیاری از اساتید حوزه معتقدند هر چه پیچیده تر سخن گفتن حکایت از سواد استاد میکند، اما ایشان معتقد بود قرآن برای همه نازل شده بنابراین ساده،روان و راحت وهمه گان فهم است و نباید پیچیده از دین و کتاب آسمانی سخن گفت، چرا که خدا با زبان بشر با وی سخن گفته و این عقیده وی تا مرز مسائل سیاسی نیز پیش رفت از دوران 1332 تا آخر عمر به مدت 60 سال یا در تبعید بود یا در زندان و یا در حصر خانگی.
رک و راحت همیشه در درسها به واژه ولایت فقیه که میرسید به جای آن به مزاح میگفت ولایت سفیه (نادان ) چون ایشان مخالف سر سخت قدرت گرفتن روحانیون در حکومت بود و بر همین اساس نیز سالها خانه نشین بود و عملا نیز از سالهای بعد حصر آیت الله منتظری (ره) در حدود سالهای ۸۰ به بعد در خانه تحت یک حصر پنهان قرار گرفتند .
سالها تدریس تفسیر و فقه قرآنی از ایشان فقیهی مبارز و به روز به دنیا معرفی کرد و بسیاری از مسائل را ایشان با تکیه بر قرآن و درایت الهی خود به جایگاه استنباط کشید و اگر خوب به رساله ایشان بنگرید خواهید یافت که به چه مقدار با رساله های دیگر فقیهان متفاوت است در اینجا لازم میدانم برخی از فتوای ایشان را بیان کنم
الف :حق طلاق مساوی بین مرد و زن
ب : حرام بودن سنگسار (ممنوعیت سنگسار )
ج : نجس نبودن مشروبات الکلی
د: تمام بودن نماز و روزه در سفر، چرا که با وسائل امروزی سفر را آسان و ساده میدانستند
ه : حرمت بوسیدن دست انسان
و : جلوگیری از وصله و پینه کردن نماز با مسائل شکیات چون که این را بازی فقیهان میدانستند
ز : هر کس موظف است خود به مسائل مالی شرعی خود بپردازد و اجازه نمیدادند که کسی خمس یا زکات خود را به فقیه بدهد
ح : باطل بودن نظریه ولایت فقیه
و صدها فتوای دیگر که میتوانید به رساله ایشان مراجعه و خود شاهد این نظرات شگرف در حوزه ای باشید که حتی گفتن یکی از این سخنان به قیمت جان گوینده تمام میشود، بارها از سوی به اصطلاح طلاب مدرسه معصومیه و یا موسسه آقای مصباح یزدی و یا دیگر طلاب نادان تهدید به قتل شدند و به همین دلیل سالها از منزل خارج نشده وحتی به زیارت حرم حضرت معصومه که در جوار آن منزل گزیده بودند نیز به سختی میرفتند .با اینحال و حصر بی نهایت ایشان شاگردان فهیم و عظیمی ثمره تلاش این سالهای پر از حزن بود .
صدها جلد کتاب و مقاله از ایشان به جای مانده که شاهد و گواه خوبی است بر سلطه علمی ایشان به مبانی اسلام و مرجعیت شیعه اساتید ایشان از بزرگان علمی و بی نظر شیعه بودند که تنها برخی از ایشان کافی است تا پی به سابقه علمی ایشان ببرید، هما نند مرحوم آیت لله خوئی - آیت لله میرزا مهدی آشتیانی -آیت الله شیخ حسین حلی -آیت الله حکیم و بسیاری از بزرگان عملی حوزه نجف و قم مانند آیت الله بروجردی و آیت الله حجت کوه کمری و ..... شرکت ایشان در درس آیت الله خمینی صرفا برای این بود که نقشه شاه برای اعدام و یا زندانی نمودن ایشان را منتفی کند و همین کار با کمک آیت الله منتظری جامه عمل به خود پوشاند و این به نوعی بزرگواری ایشان بود و حق ناشناسی اطرافیان آیت الله خمینی که بعد از انقلاب به ساده گی نقشه طرد ایشان از اطراف آیت الله خمینی و حکومت را اجرا و خانه نشینی ایشان از همان زمان رغم خورد با تهمت های نا روا یی که قلم در نگارش آن عاجز است مانند بسیاری از آزادی خواهان حوزه که بهترین را برای منکوبشان توسل به همین اتهامات بوده و هست که بسیاری از این عزیزان در بند هنوزدر زندان حکومت محبوسند .
در انتها به یاد سخنی از ایشان میافتم که مکرر میگفتند هیچ دینی به مثل اسلام از متولییانش ضربه نخورده و هیچ مذهبی به مثل شیعه بنگاه خرافی گری و آلوده به رویا و خیال نشده اگر ما تمسک به قرآن کنیم و به قرآن توجه کنیم میتوانیم به ساده گی اسلام را درک و بدان ایمان بیاوریم ولی چه کنیم که بخشی از روحانیت شیعه ( آخوند حکومتی) کمر اسلام را خم و بر فراز شتر قدرت چهار نعله میتازند ولی دیر زمانی نخواهد گذشت که همین مردم به حقائق اسلام وآزادی خدادادی انسانیت آگاه شده و اجازه نخواهند داد کسی بر نعمت ارزانی شده از سوی خدایشان یعنی عقل اهانت کند و آنها را احمق فرض کند .تا ان روز دور نیست دیر هم نیست خدایش رحمت کند.
یکی از سوگواران ایشان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر