به نام پروردگار یکتا
متن زیر سوال و پاسخی است میان نویسنده و برخی از دوستان
سوال:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿الاحزاب 59﴾
اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است .
سوره الاحزاب سوره ای مدنی است یعنی بعد ازهجرت رسول ا.. (ص)به مدینه بر ایشان نازل گردیده و در آن زمان حکومت اسلامی (چیزی به نام حکومت در اسلام نیست و اگر حکومتی در مدینه یا کوفه رخ داده انتخاب مردم برای رهبری جامعه بر عهده فردی که میخواستند و نه فقط به عنوان حاکم اسلامی بلکه حکمی که با فرهنگ ایشان یکسان بوده )به رهبری حضرت بر پا بوده است .
در تفسیر المیزان در توضیح آیه 59 آمده است " كلمه (جلابيب) جمع جلباب است، و آن جامه اى است سرتاسرى كه تمامى بدن را مى پوشاند، و يا روسرى مخصوصى است كه صورت و سر را ساتر مى شود، و منظور از جمله (پيش بكشند مقدارى از جلباب خود را)، اين است كه آن راطورى بپوشند كه زير گلو و سينه هايشان در انظار ناظرين پيدا نباشد. (ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين) يعنى پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اينكه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزديك تر است، در نتيجه وقتى به اين عنوان شناخته شدند، ديگر اذيت نمى شوند، يعنى اهل فسق و فجور متعرض آنان نمى گردند. بعضى از مفسرين در معناى آن گفته اند: اين پوشيدگى، نزديك تر بودن ايشان به مسلمان بودن و آزاد بودن را مى شناساند، چون زنان غير مسلمان، و نيز كنيزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامت زنان مسلمان بود، و در نتيجه كسى متعرض آنان نمى شد، و حتى كسى نمى پنداشت كه ايشان كنيز و يا غير مسلمانند، و از ملت يهود و نصارى هستند ليكن معناى اول به ذهن نزديك تر است."
همانگونه که از آیه به صراحت میتوان نه به عنوان تفسیر بلکه صراحت لفظ فهمید آنست که (ذلک ادنی ان بعرفن ) این عمل برای شناساندن خود به عنوان فردی عفیف نزدیکتر است به این نوع بیان اصطلاحا در فقه منصوص العلة میگویند یعنی حکمی با خود علتش را هم بیان کرده با روش فقه سنتی نه فقه مدرن اگر هم بخواهیم پیش برویم چون آیه علت پیشنهاد پوشش را بیان کرده به هر شکلی که بتوان خود را به عنوان زن مسلمان اعلام کرد دستور و یا توصیه قرآن را عمل کرده ایم و این فقط در پوشاندن با جلباب نیست چرا که در صدر آیه هم باز نکته ای دارد که بسیاری از مفسیرین از آن غافل شده اند و من هم بارها تذکر داده ام آن که :میگوید (یدنین علیهن جلابیبهن) رسول خدا به ایشان بگو آن جلباب (حال هر چه میخواهد باشد و با هر تفسیری که از جلباب بکنیم کوتاه یا بلند ) را به خود نزدیکتر کنند و این ابهامی که در نزدیکتر و حدود نزدیکتر به جا میگذارد به اضافه مطلب قبلی بسیار به ما توجه میدهد و یا بهتر بگویم بیان میکند که از ولنگاری دور شویم و شیوه دوری از ولنگاری را هم تعیین نمیکد بلکه در اختیار زن مسلمان میگذارد پس میتوان با این بحث به 3 نکته رسید :
اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است .
سوره الاحزاب سوره ای مدنی است یعنی بعد ازهجرت رسول ا.. (ص)به مدینه بر ایشان نازل گردیده و در آن زمان حکومت اسلامی (چیزی به نام حکومت در اسلام نیست و اگر حکومتی در مدینه یا کوفه رخ داده انتخاب مردم برای رهبری جامعه بر عهده فردی که میخواستند و نه فقط به عنوان حاکم اسلامی بلکه حکمی که با فرهنگ ایشان یکسان بوده )به رهبری حضرت بر پا بوده است .
در تفسیر المیزان در توضیح آیه 59 آمده است " كلمه (جلابيب) جمع جلباب است، و آن جامه اى است سرتاسرى كه تمامى بدن را مى پوشاند، و يا روسرى مخصوصى است كه صورت و سر را ساتر مى شود، و منظور از جمله (پيش بكشند مقدارى از جلباب خود را)، اين است كه آن راطورى بپوشند كه زير گلو و سينه هايشان در انظار ناظرين پيدا نباشد. (ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين) يعنى پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اينكه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزديك تر است، در نتيجه وقتى به اين عنوان شناخته شدند، ديگر اذيت نمى شوند، يعنى اهل فسق و فجور متعرض آنان نمى گردند. بعضى از مفسرين در معناى آن گفته اند: اين پوشيدگى، نزديك تر بودن ايشان به مسلمان بودن و آزاد بودن را مى شناساند، چون زنان غير مسلمان، و نيز كنيزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامت زنان مسلمان بود، و در نتيجه كسى متعرض آنان نمى شد، و حتى كسى نمى پنداشت كه ايشان كنيز و يا غير مسلمانند، و از ملت يهود و نصارى هستند ليكن معناى اول به ذهن نزديك تر است."
همانگونه که از آیه به صراحت میتوان نه به عنوان تفسیر بلکه صراحت لفظ فهمید آنست که (ذلک ادنی ان بعرفن ) این عمل برای شناساندن خود به عنوان فردی عفیف نزدیکتر است به این نوع بیان اصطلاحا در فقه منصوص العلة میگویند یعنی حکمی با خود علتش را هم بیان کرده با روش فقه سنتی نه فقه مدرن اگر هم بخواهیم پیش برویم چون آیه علت پیشنهاد پوشش را بیان کرده به هر شکلی که بتوان خود را به عنوان زن مسلمان اعلام کرد دستور و یا توصیه قرآن را عمل کرده ایم و این فقط در پوشاندن با جلباب نیست چرا که در صدر آیه هم باز نکته ای دارد که بسیاری از مفسیرین از آن غافل شده اند و من هم بارها تذکر داده ام آن که :میگوید (یدنین علیهن جلابیبهن) رسول خدا به ایشان بگو آن جلباب (حال هر چه میخواهد باشد و با هر تفسیری که از جلباب بکنیم کوتاه یا بلند ) را به خود نزدیکتر کنند و این ابهامی که در نزدیکتر و حدود نزدیکتر به جا میگذارد به اضافه مطلب قبلی بسیار به ما توجه میدهد و یا بهتر بگویم بیان میکند که از ولنگاری دور شویم و شیوه دوری از ولنگاری را هم تعیین نمیکد بلکه در اختیار زن مسلمان میگذارد پس میتوان با این بحث به 3 نکته رسید :
1- عدم تعیین حد خاص در حجاب
2- ملاک بر حجاب یا پوشش فقط بازشناسی زن با ایمان از غیر آن است
3- انحصار آیه در افراد خاص نه کل زنان مسلمان (زنان و دختران پیامبر و زنان اهل ایمان نه تمام مسلمانان)
علاوه آنکه قطعا ملاک در پوشش عرفی و محلی است نه ملی و یا دولتی و امر به معروف نیز در این باب جای پیدا نمیکند که در مطلب بعدی به آن خواهیم پرداخت .
اصلی ترین آیه ای که در مورد حجاب میباشد فکر کنم همین آیه است که شما به خوبی آن را تشریح کردید در مطلب آقای قابل هم تقریبا همین صحبتها شده اما بهتر است موضوع حجاب را در عصر حاضر به چالش بکشیم (1) .
سوال :
1- آیا حجاب در یک جامعه دیندار باعث کم شدن بی بندوباری میشود ؟ (با نگاهی به آیه فوق در می یابیم که در زمان رسول ا...حتما زنان باید خود را می پو شاندند تا مورد آزار اذیت مسلمانان (مرد ) قرار نگیرند... اینها دیگر چه مسلمانی بودند )
2- در صورتیکه زن مسلمان در بلاد غیر اسلامی باشد چه لزومی برای حفظ حجاب دارد ( با توجه به نکته دومی که شما فرمودید باز شناسی زن با ایمان از غیر )یعنی داشتن حجاب برای او چه برتری می آورد ؟ آیا در صورت نداشتن حجاب مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگیرد !؟
3- آیا در جامعه دینداری که فقط و فقط زن عامل فساد معرفی میشود (همانطور که در بسیاری از تریبونها میشنویم که عدم رعایت حجاب از سوی زنان باعث گمراهی مردان میشود و زنان عامل بی بندوباری در جامعه هستند وگرنه همه مردان چشم پاکند و کلا هیچ غریضه ای ندارند )و حجاب علت عقب ماندگی زنان و تحقیر آنان میشود آیا بر زن مسلمان واجب نیست که با این امر (داشتن حجاب ) مبارزه کند ؟
4- اگر حجاب باعث شود که فرد از انجام کاری محروم گردد (تحصیل ،شغل ، فعالیتهای اجتماعی و...)آیا باز هم مجبور به حفظ حجاب است ؟ اسلام برای حضور زنان مسلمان در مجامع ورزشی بین المللی چه راهکاری دارد ؟
پاسخ:
با توجه به آیه ای که مورد بحث میباشد و علت طرح پوشش در شریعت اسلامی برداشت من و بخش عمده از فقیهان فقط و فقط تمایز بر اساس احترام به خود است که این تمایز نه به عنوان شکل و شاخصی واحد برای همه در همه جا مطرح باشد بلکه مرتبط با نوع برداشت فرد از شیوه پوشش برای خود بر اساس فرهنگ بومی خود است به طور مثال مرحوم آقای خویی حجاب محلی را به هر شکل که بود میپذیرفت و نسبت به شکل آن طرح خاصی را عنوان نمی کرد شما یک زن شمالی را سر مزرعه برنج هنگام کار تصور کنید و یک شال به کمر و روسری نیم بند و لباسی نه زیاد گشاد ، این پوشش کافی و مورد عنایت شریعت حتی بسیار سنتی فقیهی مثل مرحوم آقای خویی بود در حالی که هیچ یک از ممیزه های یک پوشش کامل از نظر یک زن مسلمان شهر نشین در یزد یا قم را نداشت بخشهای عمده از بدن و سر و مو بیرون است ولی فرد از نظر محلی پوشیده محسوب میشود یا یک زن عشایر بختیاری با گیسهای بیرون انداخته و یا کرد با عمامه همگی پوشش بوده و یا حتی زنی در تهران با همان پوشش به قول حکومت نیم بند مهم این نیست که چگونه پوششی را برگزیده باشد مهم این است که وجه تمایز فرد که نشان از احترام وی به خود است نمایان باشد پس در این صورت داخل کشور اسلامی و غیر اسلامی نداشته و به راحتی میتوان گفت پوشش یک امر فردی قابل انعطاف و حداقلی هم ندارد .
اما در خصوص سوالی که فرمودید بی توجهی به حجاب موجب بی بند باری است خود شما و من و بسیاری شاهد بوده ایم که با داشتن حجاب هم تفاوت چندانی در ابراز غریزی و غیر غیر اخلاقی افراد کم بضاعت فرهنگی اجتماع نشده ایم در آیه نیز تلاشش این نیست که پوشش را کم شدن بی بند باری طرح کند بلکه میخواهد بیان نماید که زن مسلمان خود را در معرض دیگران نگذاشته و به خود متوجه است و مانند فواحش به منظر عمومی نمی آید پس کمی یا زیادی بی بند و باری دخلی به کمی یا زیادی پوشش نداشته و بنا براین بلاد اسلامی و غیر اسلامی ندارد .در زمان رسول اکرم نیز انسانها همین بوده اند که اینک هستند فقط به دلیل فرهنگ بدوی کمی بی پروا تر و گستاخ تر ولی با توجه به اینکه جنسیت فرد امری است تکوینی و غیر قابل انتخاب نمیتوان فردی را بر لوازم امری غیر اختیاری وادار کرد تا جنس دیگر را نجات داد اینکه اگر مرد با دیدن زنی به هم میریزد مربوط به مرد است که باید خود را محافظت کند نه زن به خاطر مرد اجبار به پوشش مضاعف شود و این همان اجتهاد متصلی است که با برداشت بحث عدالت کاملا مفهوم مییابد چرا که عدالت مفهومی کاملا عرفی است و به نظر میرسد امر تکوینی بدون حق انتخاب مثل جنسیت میتواند لوازمی برای خود فرد داشته باشد مانند بارداری برای زنان و یا ریش برای مردان اما به طور مثال و فرض خیالی به مرد بگویید چون زنان از ریش مردانه ممکن است از خود بی خود شوند پس باید شما ریشتان را پوشش داده و یا بزنید این را نمیتوان اثبات و یا به حکم در آورد چرا که لوازم امر تکوینی فقط بر خود فرد بار میشود نه به خاطر غیر بر فرد پس میتوان نتیجه گرفت حجاب زن برای خود وی است به هر شکل که خود میپسندد و در هر جا که هست با ملاک عرف همان محل حداقلی نیز ندارد مگر همان عرف محل زندگی .
در سوال بعدی شما که بحث آزار و اذیت را مطرح کردید من به تفصیل در پاسخ قبلی عرض کردم آزار و اذیت ملاک پوشش نیست چرا که کم نیست آزار زن مسلمان با حجاب در بلاد به اصطلاح اسلامی و بیش نیست آزار و اذیت زن غیر مسلمان بدون حجاب در بلاد غیر اسلامی و اصولا بیش و کم بودن آزار و اذیت ملاک پوشش افزوده نمیتواند باشد بلکه این پیشنهادی است برای زن مسلمان که فقط به مانند زن عفیفه در معرض اجتماع قرار گیرد بر ملاک فردی و فهم عرفی مگر با بیرون انداختن قرص تابان صورت ار میان پارچه مشکی که نمایان تر نیز مینماید رخسار زن را شهوتی بر انگیخته نمی شود ؟ بلکه ممتاز تز و نمایان تر میگردد .پس باز برگردیم به اصل بحث میتوان گفت :
1- پوشش پیشنهادی شریعت امری است فردی
2- مبتنی بر تشخیص فردی و میزان عرف محل زندگی
3- غیر اجباری
4- غیر قابل امر به معروف و نهی از منکر
5- بی ارتباط با برانگیختگی مردان به شهوت و غیر آن
و اما من سوال آخر شما را من درک نمیکنم !!! چرا شما مایلید همه چیز را اسلام پاسخ دهد ورزش امری است فردی بر اساس گزینه فرد و ملاک هر پوششی هم فرد و عرف زمان و مکان زندگی اوست پس بگذارید فرد خود تعیین کننده نیاز و خواست و حدود خود باشد و مسئله را به این مقدار پیچیده نکنید تا بدان جا که فرد فکر کند پاسبانی به نام شریعت آنچنان بر زندگی وی سایه افکنده که او هیچ عملی را نمیتواند بدون در نظر گرفتن آن
انجام دهد من توجه شما را به این آیه جلب میکنم و از شما معنای آیه را میپرسم شاید جواب کلی را بتوان از آن برداشت کرد....
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ (مائده 101)ای اهل ایمان زیاد سوال از موضوعات نکنید که هر چه بیشتر بپرسید و حکمبخواهید کار را بر خود سخت تر میکنید ؟!!!!
آیا کافی نیست که حجاب امری اجباری نیست و الزام امری است فردی بر اساس تشخیص فردی برای برگزیدن دلخواه پوشش و نوع پوشش که هرگز با زندگی فرد نمیتواند منافاتی بیابد ؟چرا باد پوشش جلوگیری از زندگی اجتماعیو فعالیت روزمره وی کند در کدامین عرصه زنان حق ورود نداند که حتی در جنگ نیز بون وجوب در زمان پیامبر و امامن نیز حضور میافتند حتما فکر میکنید داستان آن زن مدافع از پیامبر در جنک احد دروغ بوده و یا زن نصرانی که در لشگر امام حسین که شهید هم شد غیر واقعی و حتما فکر میکنید آن زنان با تلنباری از پارچه میجنگیدند این را با دقت نظر بیشتر خود نیز میتوانید دریابید که زنان بسیار آزادتر از الان در مناصب و مظهر عمومی بوده و رفته رفته غیرت عرفی نه دینی و جهل مبتنی بر عرف مانع از حضور وی در مجامع عمومی شده که رفته رفته تلاش در بازپس گیری جایگاه خود شده اند و ربطی هم به شریعت ندارد هر چند که مقدسین و برخی از متعصبین تلاش دارند با همراه کردن شریعت مانع از ورورد زن به منصه اجتماع شوند و برای این مانع تراشی چیزی بهتر و بالاتر از بهانه شریعت تراشی ندارند .که به جای تحمل بار بر دوش خود شریعت را بهانه فرمان عرفی خود قرار میدهند و باز هم مثال های دیگری به غیر حجاب است که عرف این کار را انجام و برای مشروعیت آن به زبان شریعت کار را پیش میبرد ....سنگسار - قتل زوجه زناکار- اذن پدر در ازدواج دختر باکره- زدن زنان ناشزه - اجبار زن به فرزند آوری - چند همسری و بسیاری از مثالهایی که ره یک دنیای از سوال را به همراه میاورد
سوال:
این احترام به خود یعنی چه ؟ بطور مثال اگر زن مسلمانی با چادر به کنار دریا برود و با چادر وارد آب شود به خود احترام گذاشته است ؟ حال فرض کنید این اتفاق در بلاد غیر اسلامی رخ دهد ، این احترام بخود چه خنده بازاری میشود ( از امشب من با کت و شلوار میخوابم تا به خود احترام بگذارم)
اگر حجاب را بر اساس پوشش محلی قرار دهیم پس زن مسلمانی که در بلاد غیر اسلامی زندگی میکند همان دامن و پیراهن برایش حجاب محسوب میشود چون پوشش محلی است و البته لباس فواحش هم نیست( اشاره دارم به جمله شما "به خود متوجه است و مانند فواحش به منظر عمومی نمی آید) "
احترام به خود یعنی عدم شبیه سازی خود به روسپی همین .شما در بلاد غیر اسلامی میگویید من در بلاد اسلامی هم میگویم حجاب امری الزامی نیست
منظور من از بلاد غیر اسلامی تاکید بر جاییست که حکومت ، دین را ابزار کار خود قرار نداده ،( مگر زنی جرات میکند در شهر مکه بدون حجاب ظاهر شود قطعا گشت ارشاد همانجا سر از بدنش جدا میکند).
پاسخ:
این مشکل حکومت با قرائت سنتی مبتنی بر تعصب ، نه شریعت است نه اسلام و نه برداشت کاملا واضح از آیاتی که مطرح شد .بحث ما نوع عمل حکومت ها نیست بحث ما اسلام و فرمانش پیرامون پوشش است.
نکته آخر:
آنکه اشتباه بس نمکینی است که برخی از ما ناخواسته انجام داده و بیان میکنیم و آن هم توصیف حجاب برتر به چادر است چرا که چون چادر بیشتر میپوشاند پس حجاب برتر است ولی دقت نمی ورزیم که وقتی امری را برتر مینامیم پس در مقابلش امری غیر برتر یعنی به طور مثال مانتو یا روسری را مد نظر داریم تا اینجا عرف ما میتواند مقصود را درک کند ولی اگر منظور از حجاب برتر پوشش بیشتر است پس چادر حجاب برتر نیست و یا بر تر از او هم هست و هر چه برتر باشد آن مقدم است مثل نقاب اهل خلیج و بسته بودن جلوی چادر و یا پوشش زنان افغان به نام برقع و یا پوشش ایمان زده گانی در همین ایران خودمان به نام روبنده یا پوشیه برترین است و اصولا اگر در صندوق و یا کیسه حمل شوند پوشیده تر خواهند بود پس اگر چادر حجاب برتر است پس برقع و پوشیه و نقاب و امثال آن برترین است و انسان عاقل برترین را به برتر وانمیگذارد !!!!
نکته اساسی این است که هر عرفی تلاش دارد پذیرفته خود را بر دیگر زمانها و مکانها و فرهنگها غالب نماید .
در یکی از مقالات مرتبط ومیخواندم جدلی بین اهل فن در گرفته بود که آیا چادر ایرانی است یا اسلامی ولی کسی به خود زحمت نمیداد که فقط بگوید چ در عربی نداریم و جادر هم در عربی معنا نداشته پس دیگر نیازی برای اثبات عربیت یا یارسی بودن چادر نیست خود به ظاهر خبر میدهد از .سر درون
سوال:
من فقیه نیستم و قاعدتا نمیتونم نظر فقهی و شرعی بدم، اما تجربه شخصی من میگه که اون چیزی که باعث ایجاد جاذبه های شهوانی و احیانا فساد میشه چیزی فرای نوع پوشش است. به این معنی که خیلی خانمهایی هستند که به اصطلاح حجاب کامل دارند (چادر ) اما خیلی جلب توجه بیشتری میکنند نسبت به خانمهایی که در جوامع غربی بصورت کاملا عریان میبینیم . و اگر منظور از حجاب حفظ سلامت جامعه باشد خوب میبینیم که صرف اهتمام به حجابه ظاهری نه تنها کمکی نمیکند بلکه در برخی موارد سبب فراموش کردن اصل موضوع که همان عفاف است میشود.
پاسخ:
واقعا مگر زن پاسبان و حافظ به شهوت نیافتادن مرد است به زن چه ربطی دارد که مرد خود نگهبان خود نیست و خود را پاسبانی نمیکند اینکه به زن بگویند خود را بپوشان که مرد به فساد نیافتاد ظلمی است فاحش بلکه اصولا پوشش مفهوم شخصی دارد و نوع خاص یا پوشاندن محلی خاص ندارد بلکه با دیدن یک فرد محجوب و اصیل انسان به ساده گی در می یابد این زن عفیف و نجیب است مهم هم نیست سر و گردن پوشیده باشد یا نه اصرار من هم از آن ابتدا این بود که نباید پوشش خاصی را مد نظر داشت بلکه آزادی در پوشش به همراه نجابت کافی است تا وی از دیگر همجنسان بی مبالاتش باز شناخته شود .به هیچ روی نباید برای مشکل مردان زنان را به ورطه سختی ها و محرومیتها کشاند.
سوال:
قطعا منظور من هم این نبود که زنان مسئول گمراهی مردان هستند. اما شما هم تصدیق می فرمایید که نوع رفتار افراد چه مردان و چه زنان در سلامت روانی آن جامعه تاثیر گذار است. و اتفاقا بنده کاملا با شما موافق هستم آن چه که مهم است نجابت است که محدود کردن آن به نوع پوشش کاملا اشتباه است.
پاسخ:
قرآن هم با بیانی مبهم در این خصوص امر را به فرد واگذار میکند میگوید آن پارچه را کمی نزدیکتر به خود نمایند که حدود نامشخص به معنای بی حدی و واگذاری ملاک به فردی است که مورد آزار بی غیرتان خیابانی قرار گرفته حال این نشانگر ان است که پوشش عرفی آن زمان را به نوعی اجرا کرده بود که فرد از فرهنگ عفت خارج مینمود بنابر این قرآن سعی بر تعیین مصداق و خط کشی ندارد .
سوال:
من فقیه نیستم و قاعدتا نمیتونم نظر فقهی و شرعی بدم، اما تجربه شخصی من میگه که اون چیزی که باعث ایجاد جاذبه های شهوانی و احیانا فساد میشه چیزی فرای نوع پوشش است. به این معنی که خیلی خانمهایی هستند که به اصطلاح حجاب کامل دارند (چادر ) اما خیلی جلب توجه بیشتری میکنند نسبت به خانمهایی که در جوامع غربی بصورت کاملا عریان میبینیم . و اگر منظور از حجاب حفظ سلامت جامعه باشد خوب میبینیم که صرف اهتمام به حجابه ظاهری نه تنها کمکی نمیکند بلکه در برخی موارد سبب فراموش کردن اصل موضوع که همان عفاف است میشود.
پاسخ:
واقعا مگر زن پاسبان و حافظ به شهوت نیافتادن مرد است به زن چه ربطی دارد که مرد خود نگهبان خود نیست و خود را پاسبانی نمیکند اینکه به زن بگویند خود را بپوشان که مرد به فساد نیافتاد ظلمی است فاحش بلکه اصولا پوشش مفهوم شخصی دارد و نوع خاص یا پوشاندن محلی خاص ندارد بلکه با دیدن یک فرد محجوب و اصیل انسان به ساده گی در می یابد این زن عفیف و نجیب است مهم هم نیست سر و گردن پوشیده باشد یا نه اصرار من هم از آن ابتدا این بود که نباید پوشش خاصی را مد نظر داشت بلکه آزادی در پوشش به همراه نجابت کافی است تا وی از دیگر همجنسان بی مبالاتش باز شناخته شود .به هیچ روی نباید برای مشکل مردان زنان را به ورطه سختی ها و محرومیتها کشاند.
سوال:
قطعا منظور من هم این نبود که زنان مسئول گمراهی مردان هستند. اما شما هم تصدیق می فرمایید که نوع رفتار افراد چه مردان و چه زنان در سلامت روانی آن جامعه تاثیر گذار است. و اتفاقا بنده کاملا با شما موافق هستم آن چه که مهم است نجابت است که محدود کردن آن به نوع پوشش کاملا اشتباه است.
پاسخ:
قرآن هم با بیانی مبهم در این خصوص امر را به فرد واگذار میکند میگوید آن پارچه را کمی نزدیکتر به خود نمایند که حدود نامشخص به معنای بی حدی و واگذاری ملاک به فردی است که مورد آزار بی غیرتان خیابانی قرار گرفته حال این نشانگر ان است که پوشش عرفی آن زمان را به نوعی اجرا کرده بود که فرد از فرهنگ عفت خارج مینمود بنابر این قرآن سعی بر تعیین مصداق و خط کشی ندارد .
کدامیک را برگزینیم و کدامین پوشش اسلامی است ؟ یا هیچ کدام اسلامی نیست و برخواسته از متن فرهنگ و فوکلور همان جامعه است و فقط اسلام تلاش دارد زن مسلمان را از روسپی باز شناسند ؟









هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر