از بغض معاویه نه حب علی
چرا آقای مکارم در محکومیت حکومت بحرین بی تابی میکند؟!!!!!
بررسی دلائل سرعت محکومیت رژیم حاکم در بحرین از سوی سلطان شکر یا حضرت آیت الله العظمی فی السماوات و الارضین ناصر مکارم شیرازی را میتوان در یک رویکرد آشنا برای حوزویان،اینگونه برای دوستان نا آشنا با مناصب حوزوی تفسیر کرد که این محکوم کردن و مرگ بر، درود بر گفتن این حضرات و امثال ایشان مبنای دینی ندارد بلکه بحث و سخن از توسعه حوزه قدرت درحوزه مرجعیت و مقلدین است .
سالها بلکه نزدیک به نیم قرنی است که حوزه نجف عهده دار و مرجع دینی حوزه کشورهای خلیج فارس بوده وهست ،این سنت از زمان آقای خوئی و پیش از آن آقای شاهرودی آغاز و تاکنون به دوش آیت الله سیستانی و آیت الله وحید خراسانی و سید صادق شیرازی بوده است بنابراین برای خارج کردن این بخش از قدرت از دست مراجع سنتی و نجف لازم است در زمانهای لازم وحساس این ملتها و به ویژه شیعیان آنها وارد اقدام شد.
حال چرا کشورهای خلیج و به ویژه کویت و بحرین و امارات بسیار مورد توجه این حضرات میباشد میتوان به دو علت آشکار اشاره نمود :
۱- به دلیل وجود شیعیان بسیار متمول و ثروتمند که سابقه ارتباط ایشان با حوزه به ویژه حوزه نجف اشرف به سالها قبل بازمیگردد و بسیاری از بیوت و اطرافیان مراجع درگذشته و حال برای دستیابی به این چاه غنی و ثروت افسانه ای تلاش ها کرده اند و در این میان سر حوزه علمیه قم بی کلاه مانده دلیل آن هم روشن است آشنایی حوزه نجف به زبان عربی و نا اشنایی حوزه قم به زبان و ادبیات رایج عربی این همان چیزی است که بسیاری از دلالان بیوت مراجع نجف و بطور ویژه یکی از مراجع قم بر سر آن رقابت داشته و تاکنون این نجف بوده که پیروز این میدان بوده .
۲-احراز هویت و احساس پیروزی بر دیگران و توسعه مرجعیت به کشورهای خلیج امری است که خواست حکومت جمهوری شیطانی نیز هست بنابر این سعی حکومت و مراجع دست سازش دستیابی به این حوزه قدرت و بریدن دست حوزه نجف بوده وهست ، با توسعه قدرت مرجعیت حکومتی ایران دراین کشورها دست آقایان مراجع نجف و مراجع به گروگان مانده نجف در قم مانند: آقایان سید صادق شیرازی -سید محمد روحانی - وحید خراسانی کوتاه و از همین مسیر دست حکومت جمهوری شیطانی باز میشود تا بتواند با نفوذ به این کشورها و مردم ضعیف (ازنظر فرهنگی) آن به قدرتی افزوده دست یابد و از سوی دیگر اصولا دلیل اینکه تا کنون مردم این کشورها استقبالی از حکومت ایران نداشته و بلکه بر عکس مخالفت جدی هم از خود نشان داده اند یکی وجود و حضور فعال علمای سنتی نجف و قم در این کشورها و مردم شیعه آنجا بوده و دیگری ضدیت عربی ایرانی موجود در میان عرب و فارس ، همان بازی قدیمی استعمار که در اینجا بر حسب شانس ، مانع آشکاری برای رشد اختاپوس گونه جمهوری شیطانی گردیده و از این بابت باید صدهزار بار سجده شکر نمود .
پس به راحتی میتوان فهمید تعجیل در محکومیت حکومتهای شیخ نشین از سوی این حضرات فی العالمین به چه دلیل برای ، هم حکومت و هم مراجع حکومتی ایران مهم می باشد و به همین دلیل است که میبینیم در گذشته نیز با تشر بر حکومت عربستان در تلاش برای تسخیر قسمتی از شیعیان نخاوله مدینه در سالهای پیشین و برخی از شیعیان کویت و بحرین هم اینک می باشند بنا بر مثل معروف نه از حب علی بلکه از بغض معاویه اینچنین شتابان وارد عمل میشوند (تا حدودی نیزهم پیروز بوده اند) ولی در مجموع حوزه حکومتی قم و امثال آقای مکارم و نوری همدانی وامثالهم از سشرط تهی هستند :
۱- سواد ویا بهتر بگویم شهرت لازم برای احراز مرجعیت به ویژه میان حوزویان بزرگ نجف و قم
۲- سنتی نبودن و نداشتن مشی و پیشینه که برای مردم شیعه حوزه خلیج فارس بسیار مهم میباشد
۳-سیادت چرا که معمولا کسانی در میان مردم شیعه عرب زبان بیشتر نفوذ میکنند که اگر سواد نداشته و یا سنتی نمی باشند حداقل میباید سید باشند .
حال توجه کنید که چرا در محکومیت حکومتهای شیخ نشین مستعجلا و دستپاچه با مرگ بر به راه انداختن و اشک تمساح ریختن برای بحرین و.... بدون توجه به روزگار سخت هموطنان خود و فشار بسیار جانکاه وارد آماده از سوی حکومت علی خامنه ای سکوت کرده بلکه احساس رضایت نیز میکنند چرا که از این نمد برای ایشان کلاهی نیست .
داستان مرجعیت دست سازحکومتی ، داستانی است بس سترگ که فقط ما حوزویان میتوانیم از ریز و درشت آن آگاه شویم تا این هاله تقدس ساختگی در فرو افتاده و مردم ما سره از ناسره را تشخیص دهند و بدانند که وقتی دین حکومتی شد چنین مناسباتی بین حکومت و سارمانهای خود ساخته مذهبی اتفاق خواهد افتاد و در این میان مردم هستند که جزای آنرا باید بپردازند .
الف....
اسفند ۱۳۸۹
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر