25 سوال بی رحمانه نوری زاد
و
25 پاسخ بی پرده من
1- دنیا از نگاه دین مبین اسلام، و از نگاه شخص حضرت شما یعنی چه؟ تا چه اندازه دنیا را می شناسید؟ چند سفر به سایر کشورها و یا حتی به شهرستان های داخل کشورمان داشته اید؟
پاسخ:
دنیا محلی برای گذر نیست ، زندگی امری بی ارزش نیست چرا که برای رسیدن به همه داشته های آن جهانی باید دنیا را آباد دید آباد کرد و به آبادی آن اندیشید عرفا و گوشه گیران عزلت نشین نیز در کشاکش روزگار چاره ای جز این ندیدند چون راه بر ایشان در حملات بی امان بسته بود .
سفر ها میتواند زیاد باشد ولی به دلیل کشیدن چشم بند بر دیده گان میتوان دنیا را آن طوری دید که میخواهیم میشود در دنیا زیست و همان جور دید که میخواهیم ولی باید دنیا را دید به همان شکل که هست .
بسیاری میخواهند دنیا را جیفه (مردار) ببینند و دیگران را بر این نگاه عادت دهند در حالی که کتابهای آسمانی به ویژه قرآن دنیا را مزرعه و زینت معرفی میکنند مهم نیست چه مقدار به دیار دیگر سفر کرده باشی مهم آن است که آیا دنیا را همان گونه که هست میبینیم یا نه ؟
پس بهتر است بپرسید آیا دنیا را به دیده گان دنیا بین دیده اید یا نه ؟
2- چرا باید از جهات اجتماعی و امنیتی و اقتصادی، میان شما، و یک استاد کهنسال و کم نظیر فیزیک و شیمی و ادبیات، یا یک پزشک مجرب، یا یک مهندس کارفهم، و یک مدیر خردمند، فاصله ای به وسعت بی کرانگی باشد؟ آیا این فاصله ی انکار ناپذیر، جزیی از بایستگی های دینی است؟ یا نه، مردم چون بجای فرمول های فیزیک و شیمی، از دهان مبارک شما، احادیثی از رسول گرامی اسلام و امامان شیعه و آیات قرآن می شنوند، این عزت و اعتبار اجتماعی را با شما همراه کرده اند؟ چرا باید همان استاد کارآمد و کهنسال، با اعتنا به پشتوانه ی علمی درخشان خود، درحاشیه های این عزت و اعتبار بایستد، و شمایان در متن مستقیم آن باشید؟ چرا او، با شکایت مختصر یک رهگذر، به پشت میله های زندان در می غلتد، وشمایان از هرشکایت، مصون و در امانید؟ چرا آن استاد کارآمد، مطلقا از امنیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برخوردار نیست؟ وشما، به دیوار بلندی از این برخورداری ها تکیه زده اید؟ چرا باید شما، و حتی یک طلبه ی نوپا، مقدس باشید، و او، برکنار ازاین تقدس باشد و در ردیف همگان؟
پاسخ:
این اندیشه که تفارقی بین علوم قایل میشویم و برخی علوم را بر برخی دیگر برتری میدهیم سر آغاز بدبختی است مهم نوع علم یا فن نیست مهم آن است که هر یک در جای خود باشند و هر کدام وظیفه خود را در جای خود انجام دهند .
به معنای دیگر شرافتی در علوم نیست شرافت از آن انسان بکار گیرنده آن علوم در راه ارزشهای بشری و خدادی است.
این نیست که ما فیزیک را در قرآن بجوییم و خدا را در زیست شناسی
نه قرآن برای حمل علوم تجربی است و نه علوم تجربی حاکی و بیان گر خدا شناسی آنجا که گفته میشود تبیانا لکل شیء نه بدان معنا است که بیان گر همه چیز حتی علوم تجربی و بشری است بلکه به اذعان اکثر و بلکه همه مفسرین بیان گر همه چیز در حوزه وظیفه و دایره مسئولیت خود است که همان هدایت بشر به سعادت است میتوانید از تبیان شیخ طوسی تا المیزان در طول هزار سال تفسیر این سخن را بجویید .
پس تقدس آفرینی چیزی جز اسطوره سازی نیست .شما را به کتاب میرچا الیاده (مقدس و نا مقدس ) ارجاع میدهم که چگونه مقدسات در طول هم و به عاریت به جای مقدس اصلی یعنی خدا نشسته و در عین عاریت خود را اصلی نمایان میکنند .
این ما هستیم که تقدس میدهم نه دین آفرینش تقدس به دست ما است و انگاره های ما است که دایره مقدسی به فرد ،مکان،زمان واشیاء میدهد.
پس هیچ چیز جز خدا مقدس نیست و الباقی عاریتی و دست چندم اگر تقدسی هست یا برای همه چیز هست یا برای هیچ چیز نیست .
انسان در راه رشد و تکامل ،زمان سعادتمندی ،مکان صعود به فرا رو و پیشرفت چه معنوی و چه مادی ،و در نهایت اشیاء. ابزار سعادت همه گی واسطه ما برای بالا رفتن از پلکان خوشبختی است و رضامندی از آن.
پس دایره تقدس بعد از خدا من انسانی به سوی سعادت است .بنابراین مقدس بعد از خدا انسان سعادت پیشه و فهیمی است که در راه رسیدن و رساندن دیگران به سعادت است چه طلبه باشد و چه فیزیکدان و چه سلمانی و رفتگر باید درست کار بوده و درست اندیش باشد ، آنگاه است که گاه تقدس و ازرشمندی فراهم و رهرو این راه مقدس و ارزشی است، هر که میخواهد باشد و هر چه میخواهد باشد .
3- معروف است که علامه ی حلی – که خدایش او را رحمت کناد – دستور فرمود چاه آب منزلش را با خاک پرکنند، تا او، فارغ از داشتن یا نداشتن آن چاه، به پرسشی در همان خصوص پاسخ گوید. شما برای پاسخگویی به این پرسش که : ” زندان انفرادی شکنجه است یا نیست؟ یا : زندان انفرادی در نظام اسلامی ما، حرام است یا حلال؟ ” آیا ضرورتی برای حضور چند ماهه در یک سلول و فضای کوچک، آنهم نه در زندان، که در کنجی از بیت شریفتان، احساس نمی کنید؟ البته با این تجسم هماره که افرادی در هیبت بازجویان نظام مقدس، مرتب برشما تحقیر و ناسزا می بارند و به وقت ضرورت، شما را با مشت و لگد می نوازند. اگر از نوع پرسش من، احساسی از گزش و توهین به ذهن مبارکتان راه یافت، با تلمیح این سخن که : گزش پرسش من کجا و فحش های ناموسی و ضرب و شتم سربازان گمنام کجا، به ذات مبارک تسکین دهید.
پاسخ:
این فرض شما جز خود خواهی انسان برای به دست گرفتن قدرت و همچو نمرود صاحب جان ها بودن نیست انسان برای سلطه بر دیگران حاضر است جان ها بکاهد و جان ها بگیرد اسلام و یا هر مکتب دیگری که این امر را روا بدارد باطل است .
این اسلام یا دین نیست که آن گمنام را مالک جا ن ها میکند این نفس شرور انسان است که برای نمرود شدن و ضحاکی بودن تقلا میکند حال یک روز به چهره دین یک روز به صورت دیو یک زمان با هیبت هیتلر و یا لباسی به ظاهر مقدس .
پشت تمامی اینها نفس پلیدی است که به دنبال زیاده خواهی هر روز بت عیارش به رنگی تجلی میکند .
اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک را مگر نشنیده ای از آن سروش آسمانی که بزرگترین دشمن و پلیدترین چیز را نفس شرور انسان میدانست این سرباز نیست این فوج شیطانی است که در لباس میش به دریدن روح دیگران مشغول است و بس.
فحش و ناسزا این موجود را آرام میکند و از خود راضی، میگویند رضا شاه و صدام و برخی آقا زاده گان نیز اینگونه بوده و هستند چرا که به دلیل کاستی شخصیت برای سلطه بر دیگران به جای ارزش خود ساخته با تخفیف و ذلت دیگران آبشخور رفعت خود مییابند و با تیغ بر سر گلزار ، قد گلستان میکاهند تا علف هرزشان نمایان گردد .
پس دوست عزیز بگذار این علف هرز بیانگارد که کسی است و تحمل کن تا روزگار او نیز بگذرد. .
4- آیا جهان بینی شما، اگر که عمر شریفتان را در بیت و شهر خود سپری کنید، با جهان بینی شما، آنجا که از کشورهای گونه گون جهان دیدن فرمایید و از نزدیک با داشته ها و نداشته های ایمانی و دنیاوی مردمان جهان آشنا شوید، تفاوت می کند یا نه؟ اگرنه، به چه دلیل؟ و اگر بله، چرا تا کنون درعرصه های دینی جهان حضور نیافته اید و با توده ی مردم جهان و اندیشمندان و بزرگان دینی آنان از نزدیک و بی واسطه ارتباط برقرار نکرده اید؟
پاسخ:
قطعا نگاه جزم گرا همه را جز خود در باطل میبیند و دیده تنگ نظری نمیگذارد بهشت را برای همه ببیند در حالی که خدای رحمان وعده بهشت را به همه داده نه فرقه یا مذهب خاص مگر میشود خدا جهان بیافریند و دوزخ را فراوان تر از بهشت فراهم نماید ؟!
مگر میشود خدا سکان دار هستی باشد و در طراحی خود سعادت را برای اندکی تدارک ببیند .این نیست مگر همان انحصار طلبی انسان در دنیا و آخرت همانا قرآن میفرماید شرط بهشت ایمان و عمل صالح است و اسلام چیزی جز تسلیم به خدا نیست پس ان الدین عند الله الاسلام را باز مفسرین به تمامه تسلیم به حق معنا کرده اند و بهشت و سعادت هم از آن ایشان است .
با حضور در میان همه جهانیان با نگاه تنگ باز هم ثمری به بار نخواهد نشاند چون که فرد جزم زده همان میبیند که میخواهد نه آنکه هست و آنچه هست .
5- اگر طالب سفر و مطالعه ی عینی آثار جهان نیستید، آیا این جهان بینی، با خواندن کتاب و دیدن فیلم و شنیدن اخبار، میسر می شود؟ مفهوم ” سیروا فی الارض” آیا در کیفیت فتاوای شما تاثیر دارد یا ندارد؟
پاسخ:
باز هم دیده بی پیش داشت است که میتواند قاضی و حقیقت بین باشد نه نگاه تنگ در بن بست.
سیروا فی الارض به معنای سیر انفس و آفاق است نه فقط سیر نفسانی صرف یا آفاقی به تنهایی پس باید دیده ها شست و به آن صورت دید که هست نه آن شکل که من میخواهم .
6- اگر مردم ایران با هزینه ی شخصی خود، بخواهند شما را به یک سفر دور دنیا دعوت کنند، از آن استقبال می فرمایید؟ چرا نه و چرا آری؟
پاسخ:
لازم نیست برای دیدن حقیقت هزینه کرد بلکه باید به خود نهیب زد و فرصت داد تا یک شبه ره صد ساله رفت مگر نفس شریف علامه طباطبایی که سیر آفاق فراوان داشت ، آن نفس شریف را حامل بود در حالی که نفوس شروری در کنار ایشان بودند که سالها به گشت و گذار بودند الان داعی فرعونیت دارند و ادعای شاگردی ایشان. مگر نبودند خوبانی که تا دروازه شهر هم نرفته بودند ولی دریای از مهربانی ساحلی بی کران از محبت برایشان به ارمغان آورده بود در حالی که بودند کسانی که بار ها به حج و عمره و عتبات و تفرج گا ه ها رفته و جز حیوانیت و سبعیت چیزی بر خود نیفزودند.پس هزینه نکنید بلکه به جای دور دنیا مرا از دور نفسم دور کنید که هم پولتان هدر نرود و هم وقت من .
7- خود شما، آیا یک مرجع جهان دیده و جهان گشته را به مرجعی که از بیت و شهر خود چندان فاصله نگرفته، ترجیح نمی دهید؟ به فرض یکسانی مراتب علمی و تقوی و صیانت نفس هردو.
پاسخ:
مرجع هم به مانند همه انسانها دچار همه مشکلات اخلاقی بلکه بزرگتر و سخت تر است. ولی اگر تو مرا و من ترا به خیر بخوانیم و مراقب هم باشیم به توصیه آن کلام خدا (المومنون بعضهم اولیاء بعض) یعنی یک ولایت طرفینی نه یک طرفه آنوقت است که من از تو و تو از من خواهیم آموخت که چگونه باشیم و انگشت در گوش نکنیم در زمان شنیدن حق تا نشنویم ندای حق .
8- شما در سخنان خود از واژه های ” باید و نباید ” بهره ی فراوان می برید. که : مسئولان باید فلان کنند. ومردم باید یا نباید بهمان باشند. اولا چرا این بایدها و نبایدهای شما در محدوده ی توصیه های اخلاقی متوقف می ماند؟ ثانیا این ” باید ها و نباید ها ” ، آنجا که به خود شما مربوط می شود، چرا بی مخاطب می ماند؟ مثل این که بگوییم : یک مرجع، باید از درد و داغ مردم، از نزدیک، و بی واسطه ، آگاه باشد . و باید به حساسیت های همه جانبه ی آنان ورود کند. یک مرجع باید شجاع باشد و نباید با پناه بردن به آموزه هایی چون تقیه و مصلحت، از کنار واجبات حتمی اجتماعی، بی تفاوت گذر کند. یک مرجع باید همه ی مردم را بویژه پسران جوان و دختران جوان جامعه اش را بشناسد، و آن سوتر از موکدات دینی، واقعیات این عرصه را فهم کند، و تنها به صدورتوصیه های اخلاقی بسنده نکند. یک مرجع باید غمخوار پیروان سایر ادیان و حتی به فکر مشرکان و کمونیست های کشورش و بی دینان جهان باشد و برای فهم و اعتقاد آنان احترام قائل شود و به سهم خود برای آنان کرسی های روشنگری تدارک ببیند.
پاسخ:
این واژه ها باید به این شکل تبدیل شود من این کار را عهده دار میشوم و من باید این کار را بکنم یا من این کار را نکنم تا خود را از مردم با مردم و برای مردم بدانم و اگر غیر از این باشد من به جای اجرای نقش انسان به خدایی حقیر تبدیل شده و زمینه دوری از هم نوعانم را فراهم کرده ام حضرت امیر به مالک در فرمانش میفرماید : با مردم مدارا کن و ملاطفت بورز چرا که یا برادر دینی تو هستند و یا به مانند تو یک انسان .
اشکال از آنجا آغاز میشود که انسان خود را ویژه فرقه یا گروه خاصی میبیند و میداند، همان درد جزمیت به اینجا هم نفوذ کرده و دودمان وی را میسوزاند.
9- شما بارها در جانبداری از شیعیان مدینه و این که آنان از داشتن یک مسجد برای برگزاری آزادانه ی شعائرشان بی بهره اند، به دولت عربستان سعودی اعتراض فرموده اید. که البته درجای خود امر پسندیده ای است و قابل امتنان. اما چرا روزی که جلوی چشم شما، خانقاه دراویش را در قم، با خاک یکسان کردند، به مسئولان کشورمان اعتراض نکردید؟ مشابهت خواسته های دراویش کشورمان به جمهوری اسلامی ایران، مگر مثل خواسته های شیعیان مدینه به حاکمان عربستان سعودی نبوده و نیست؟ آیا شما موافق تخریب آن خانقاه بودید؟ آیا با زدن این برچسب که : خانقاه دراویش قم، مرکز فتنه بوده است، می توان کلیت آن را برچید و مردمش را در برابر چشم جهان عقل، به هیچ گرفت؟
پاسخ:
در طرفداری از حقوق بشر کافی است به رساله حقوق امام سجاد و بیانات بزرگان دین ، اندکی بنگرید خواهید یافت که حتی برای ابن ابی العوجاء دهری مذهب نیز حقی قایل بوده و برای او نیز وقتی برای پاسخ فراهم مینمودند، چه رسد به شریفانی به مانند مرحوم شریعت و دراویش گنابادی و غیره .
بارها شاهد تکریم این گروه از سوی مرحوم آیه الله مرعشی نجفی بوده ایم و تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند به این گروه محترم تعرضی نمیشد.
مگر نبود آن رسول گرامی که به حق بر راهوار خلق عظیم بر نشست و در روز فتح مکه
گفت : انتم الطلقاء ای اهل مکه امروز که روز پیروزی ما بر شما است ما شما را آزاد میگذاریم و رها ، نه انتقامی و نه خون خواهیی ......اگر به راستی ما پیرو آن عزیز بوده باشیم که نیستیم و باید باشیم اجازه و فرصت را به همگان باید میدادیم که ندادیم در اینجا یاد استاد مرحوم آیه الله منتظری را گرامی داشته و از بیان ایشان در اواخر عمرشان بهره میگیرم که حق شهروندی را برای فرقه بهاییت قطعی دانستند و تعرض به ایشان را غیر انسانی و غیر اسلامی .چه رسد به دیگران و دیگر مکاتب و فرق.
10- درنگاه مرجعیت شما، جامعه ای که بانوانش حجاب کامل یا مقبول اما اجباری دارند، و نمازهای جماعت مردمانش با شکوه است، و مجالس مذهبی اش پررونق، و حسین حسین گفتن ها و بر سروسینه کوفتن هایش مدام، و نماز شبش برقرار، اما روند جاری این جامعه، مبتنی است بردروغگویی و دزدی و بی نظافتی و ریاکاری و چاپلوسی و اسرافکاری و حرامخواری، آیا این جامعه، برتری دارد به جامعه ای که مردمش، نه خدا را باور دارند و نه حجاب را رعایت می کنند و نه آداب دینی را قبول دارند، اما عمدتا راست کردار و پاکدست و منصف و بی ریا و اهل نظافت اند؟ از نگاه مرجعیت شما، خداوند اگر بنا برانتخاب بگذارد، کدام یک از این دو جامعه را برمی گزیند و انگشت برتری برآن می نهد؟ دراین مثال، جامعه ی اول، خود ما هستیم که سخت گرفتار ظاهر دین شده ایم و به جایی نیز نرسیده ایم. جامعه ی دوم، مردمان کشورهای غرب و مردمان کشورهایی مثل ژاپن و حتی کشورمسلمان اما آزاد ترکیه اند. که از جهات انسانی و اجتماعی از ما فاصله ای نجومی دارند و پیروان عقاید مختلف و بویژه مسلمانان در این کشورها از امنیت کم نظیری دربرپایی شعائرشان بهره مندند .
پاسخ:
چه کسی گفته که پوشش اجباری بوده و چه کسی امر بر آن را الزامی دانسته که ما بخواهیم حق عظیم مردم را در گرو چند تار موی زنان این نیم جمعیت انسانی بدانیم و نابودشان کنیم به نام دین و مذهب مگر قرنها هر طایفه با پوشش خود در کنار مردان در روستا ها و شهر ها به کار و فعالیت مشغول نبودند که امروز با دیدن موی زنان این چنین بی تاب شدن را به مردان القاء میکنند و دزدی ها و جنایتهای بزرگ را اینچنین به بوته فراموشی میپارند.
اگر خدا 2 بار در خصوص پوشش نه حجاب در قرآن توصیه فرموده برای عدالت ده ها بار فریاد بر کشیده و بشر را به قسط فرا خوانده ،چشم بگشاییم و ببینیم غیبت را اشد از زنا و دروغ را کلید همه بدیها دانسته شرط پیامبری را عقلانیت و عدالت و تقوا و مسئولیت پذیری معرفی و در قبال آن از ایشان عهد ستانده .
چرا همه یا اکثر فقیهان لباس و لو کم پوشیده روستاییان و اهل بادیه را پوشش دانسته و بدان متعرض نمیشدند ؟؟؟
امروز نیاز بشر به عدالت و قسط و شفقت بیش از توجه به ظواهر مردمان است لباس و رنگش جمال و آبرنگش عرفی است و قابل اغماض و کم اهمیت تر از حق گروی و حق شنوی و حق گویی.
آنچه خدا از آن نخواهد گذشت حق انسانها است که به راحتی پایمال سم ستوران لشگر باطل میشود .
اگر امروز پیشرفتی در جهان میبینید برای آن است که اسلام هست و مسلمان نیست و اگر در اینجا ظلمی میبینید چون مسلمان هست و اسلام نیست .
به عمل کار بر آید به به سخن دانی نیست .
11- چرا شما، آنقدر که به حجاب یا بی حجابی بانوان حساسید، مثلا به دزدی ها و دروغگویی های مسئولین حساس نیستید؟ آیا اسلام از بی حجابی و بدحجابی بانوان بیشتر آسیب می بیند یا از دغلکاری های بزرگان حاکم؟
پاسخ:
متاسفانه فرقه اخباری و اخباری زده گی آنچنان فقیهان به ظاهر اصولی ما را احاطه کرده که فرصت بازنگری را بر دیده گان ظاهر بین ایشان در فرو بسته.
فاجعه عمیق تر از آن است که میگویید شما کافی است به رساله ها باز نگاهی بیاندازید خواهید یافت که بخش اعظم آن مختص طهارت و نجاست شده و برای رهایی از عذاب خیالی مردم را در بسیاری از احکام به احتیاط خوانده و گریبان خود را از دوزخ به ظاهر رهانیده اند و مردم را به عذاب واگذارده اند .
آیا جز این است که فردی را به سقوط در ژرفای مسایل ساده میخوانند و از سطحی ترین حق او را بازمی دارند ؟!
مگر نه اینکه اصل انسانی و ارزش خدادای یعنی جان بر هر چیزی مقدم و در پس آن ناموس یا عرض و سپس مال به عنوان سه ارزش فقهی بیان شده تا بدانجا که اگر ببینی کفشت از مسجد میربایند میتوانی کلامت را با حضرت حق قطع کنی و نماز بشکنی و کفش را دریابی حال شما به من بگویید جان و ناموس را چه کنیم ؟!
اخباری گری شاخ و دم ندارد یک نگرشی است عمومی به انسان که وی را ماشینی برای اعمال عبادی ببیند نه طرف صحبتی لایق در مقابل پروردگار ...
این نگاه در جزء ما را از دیده بانی کل و کلی باز داشته و هر جا هم که نتوانیم از ادله چیزی بیابیم به جای رجوع به عقل آن را تعطیل و واگذار به حضور حجت خدا میکنیم ! پس چه شد تدبر و تعقلی که خدا بدان فرمان داده و چرا شجاعت استفاده از این منبع نه ابزار را نداریم ؟
پاسخ جز این نیست که فقه جایگاه پاسخ همه ارزشها نیست و نباید باشد و مرجع تقلید فقه دان همه کاره نیست و نباید باشد و فقه همه اسلام نیست و دین برای همه ارزشها نیامده بلکه فطرت و عقل و دین با هم انسان را به سعادت میرساند و وی را کامیاب میگرداند نه هر کدام به تنهایی و بدون هم .
12- چرا شما، هنوز که هنوز است، احکام برده داری را که در دوره های دورجوامع اسلامی رایج بوده، لغونکرده اید و آزادانه، احکام قرآنی برده داری را امری سپری شده و تاریخی اعلام نمی کنید؟ آیا معتقدید هرچه در قرآن آمده، ابدی و لایتغیر است؟
پاسخ:
برده داری به حکم عقل و نقل و تدبیر استدراجی به خودی خود برچیده شده و هیچ فقیهی حق بازگرداندن آن به صحنه اجتماع بشری را ندارد پس به دنبال فتوا از فقیه در این میان نباشید که این کار شما به مصابه آن است که مرده میخواهید زنده کنید .
اولین حق بشر آزادی است نه اسارت اگر هم زمانی اینگونه بوده آن سبو بشکست و آن باده بریخت و هر آنچه در قرآن آمده به فراخور حال امری است قابل تخفیف و درخور اغماض بر اساس ظرف تعقل و ظرافت کلی بین و جامع نگر یک دین شناس متبحر .
مگر نه آنکه ما پذیرفتیم قرآن ناسخ و منسوخ دارد پس این امکان را از ما نستانید که این نیز داستانی است دنباله دار که هر از گاهی امکان بروز دوباره نیز دارد اگر فقط به دنبال حکم از فقیه برای بطلان برده داری هستید سخت در اشتباهید چون همانگونه که گفته شد همه کاره فقیه نیست بلکه جزیی از کار به دست فقیه است و همه چیز را همگان دانند .
13- دستگاه قضایی ما، هر از گاه، حکم به سنگسار زنان زناکار می دهد و آبروی ما را در جهان عقل، به مضحکه در می اندازد. چرا شما، به صدور یک چنین احکامی اعتراض نمی کنید؟
پاسخ:
سنگسار در اسلام مشروع نیست و این عمل اختراعی قوم یهود بوده که اخباری نگران آن را بر احکام ما مستولی کرده اند و عرق چین به سران آستانه آنرا سخت گرفته تا به خیال خود دین را حفظ کنند در حالی که ضرباتی که ما با کردارمان و افکارمان به دین میزنیم بیش از آن است که بشود تخمین زد .
داستانها سر هم کرده و تاریخها به هم بافتیم تا این نچسب را به دامن اسلام بچسبانیم و آبروی نه اسلام بلکه دین را در عرصه بشری ببریم و بردیم .
اگر هم چیزی به نام سنگسار بوده در اسراییلیات فقط صرف یک نمایش اجتماعی بدون قتل بوده و صرف تادیب فرد برای عدم تکرار امر زشت ، نه اینکه با سنگهای بی ارزش جان انسان با ارزشی اینچنین پایمال دستانی شود که خود در خلوت آن کار دیگر میکنند .
14- آیا شما از ماموران امنیتی ای که به بیت شما رفت و آمد دارند، می ترسید؟ آیا این ماموران، مستقیم یا غیر مستقیم، خط قرمزهایی را به شما تحکم می کنند؟ درهمان لحظه ای که یک سخن انتقادی را به زبان می آورید، آیا نگران این نیستید که عده ای از اوباشان مذهبی به بیت شما هجوم بیاورند و در بیت شما را به روی مردمی که مقلد شما هستند ببندند؟
پاسخ:
بیشتر از ماموران امنیتی دو حلقه مراقبتی در بیت هست که شما بدان بی توجهید
الف: اطرافیان لوده و چاپلوس و هوچی
ب: مقدسین و مقلدین عرق چین به سر که راضی کردن ایشان به مراتب سخت تر و مهمتر از ماموران امنیتی و حکومتی است
فتوا میدهیم اهل کتاب نجس نیستند شایع میکنند خود ما اهل کتاب بوده ایم و اینک میخواهیم خود را تطهیر کنیم
فتوا میدهیم سیگار مبطل روزه نیست میگویند آقا میل سیگار کرده اند .
میخواهیم زبان خارجی در حوزه تدریس شود مقلدین پیام میدهند ما دیگر به حوزه ای که زبان کفر در آن می آموزند پول نمی دهیم (زمان آقای بروجردی).
میگوییم آلات قمار بدون برد و باخت جایز است میگویند آقا میل به قمار هم داشته. چشممان روشن.
اگر بر طبق ادله یک ماهی را حلال اعلام کنیم شایع میکنند حلال را حرام و حرام را حلال میکنند ......
پس ترس از این ها بالاتر از ترس از مامورین است چرا که همان مردم زودتر از مامورین و اوباش بیت را تخته خواهند کرد و درد اوباش هم بر آن به تازگی افزوده شده.
15- آیا از وضعیتی که بر منابر ما حاکم است خبردارید؟ و آیا خبر دارید که در کل کشور، هیچ منبری وجود ندارد که سخنور آن بتواند آزادانه به نقد مسائل حساس جامعه بپردازد؟ آیا وضعیت کنونی جامعه ی ما همان است که یک روز آرزویش را داشتید؟
پاسخ:
منابر ما که به دست پناهیان و صدیقی و خاتمی و امثالهم اداره میشود دیگر منبر نیست جایگاه شیطان است و بلندگوی ظلم .
اگر ایشان ظلم را حمایت و هدایت نکنند کافی است، بیان عدالت خواهی و آزادی پیشکش. زمانی مرجعیت شیعه را کسی عهده دار نمیشد از ترس کمی سواد نسبت به همترازان ، به مانند داستان شیخ انصاری و سعید العلمای مازندرانی اما امروز منبری ها شوق مرجعیت را به حقیقت تبدیل و بر این اسب نشسته و میتازند چه انتظار از اهل منبر دون پایه دارید دوست عزیز.
وقتی 13 رجب گفتند آقا ریاست برای تو کافی است از کفش مرجعیت پا بیرون بکش فرمان حصر ظالمانه 5 ساله صادر کردند و وقتی گفتند رساله گفته شد به رساله امام مراجعه کنید فاتحه مرجعیت را خواندند حال شما به دنبال اهل منبرحق جو و حق گو هستید ! زهی خیال باطل ....
16- مسئولان ما، حادثه های مردمی درکشورهای سوریه و لیبی و تونس و یمن و بحرین را متاثر از نظام ما می دانند و با تمسک به این تحلیل نادرست، خود را از تیررس خیزش های احتمالی مردم برکنار می بینند. به نظر شما اگر مردم لیبی را و مردم سوریه را در انتخاب شیوه ی نظام حکومتی کشورشان آزاد بگذارند، آیا شیوه حاکم برکشور ما را برخواهند گزید؟
پاسخ:
(ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم) بگذارید مردم هر سامان خود برگزینند آنچه میخواهند و درد خود را آنگونه که میخواهند درمان کنند این همه مسئولیت آفرینی نکنید که زیر همین هم کمر خم کرده ایم .
هیچ ملتی نمیتواند برای ملتی دیگر الگوی حکومتی باشد این را یک بار شوروی به بوته آزمایش کشید و آنچنان باخت.
شیوه حکومت مطابق آن چیزی است که هر ملتی برگزیند و تغییر خواهد و تغییر دهد طبق صریح قرآن هر گونه حمایت برای نوع حکومت در حقیقت یارکشی است برای ازدیاد قدرت نه به حب علی بلکه از بغض معاویه .
ما باید در دفاع از حق و رفع ظلم همه جا چه در داخل و چه در خارج راست قامت باشیم آیا مگر الگوی حکومتی ما صحیح و درست بوده که به دیگر ملل توصیه و در موردشان تحلیل کنیم ؟
اگر ملتی شیوه ملت دیگری را طابق النعل بالنعل و یکسان برگزیند به فرهنگ و سابقه و تمدن خود بی اعتنایی نکرده؟ پس تنها میتوان ملتها به ویژه ملت خود را به مبارزه بی امان علیه ظلم توصیه و بر همین اساس نیز باید گام برداشت نه بیشتر .
چون بیشتر به معنای اقمار سازی و یارکشی است نه چیز دیگر .
17- صدا و سیمای ما به دستور شورای عالی امنیت ملی کشورمان، خبرهای خیزش مردم سوریه را به قصد خدمت و همراهی با بشاراسد، سانسور می کند. این سانسورها، بلحاظ حقوقی چگونه است؟ آیا یک نظام اسلامی حق دارد به این حوزه های کاملا مردمی نفوذ کند و حق فهمیدن را از مردم سلب کند؟
پاسخ:
صدا و سیمای ما نه! صدا و سیمای فرقه خاصی از حکومت و این مطابق با همان نفس شروری است که نمرودی بیان و ضحاک گونه نمایان شده است به آن ارزشی نمی نهم چرا که بلندگوی حق نیست و این مردم هستند که باید سره از ناسره را تشخیص و از ورود این دجال به روح و جسمشان جلوگیری کنند .
راه های دیگر را باید یافت و کسب اطلاعات کرد و بهترین را برگزید که این فرمان قرآن است.
18- درعین حال که خداوند در قرآن، ما را به شنیدن اقوال گوناگون و انتخاب و پیروی از یکی از آنها ترغیب فرموده، از نگاه شما، داشتن دیش ماهواره برای دریافت و تماشای شبکه های ماهواره ای، از همین منظر- شنیدن اقوال مختلف- حلال است یا حرام؟ پیش از این نیز بسیاری از مراجع ما داشتن ویدئو را حرام اعلام کردند اما بدلیل دوربودن این فتوا از فهم رایج اجتماع، بعدها خود حکومت به واردات بیشمار ویدئو دستور فرمود. اخیرا …..(ظاهرا جناب آیت الله بیات درپاسخ به این پرسش از آوردن اسم افراد مکدرشده اند.ما ضمن احترام به نظر ایشان اعلام می داریم: آنجاکه کوس رسوایی حماعتی درخود دستگاه قضایی به صدا درآمده و بنا به معاملات پشت پرده ، اجرای عدالت به حاشیه رانده می شود ، ما را چاره ای جز صراحت در بیان حقوق تباه شده ی مردم نیست) در یک سخن طنز گفته است که پلیس برای برچیدن دیش های ماهواره، با استفاده از عملیات راپل، به بام های مردم ورود می کند و اقدام به برچیدن دیش ها خواهد کرد. این رویه را انسانی و اسلامی می دانید؟ تماشای یک چنین مضحکه ای، با کدام آموزه ی دینی ما سازگاری دارد؟
پاسخ:
راه رسیدن به حق مسدود شدنی نیست و هیچ کس نمیتواند راه فهم را بر انسان ببند مگر خود انسان آن را بخواهد.
پس این نیاز به فتوا ندارد اگر روزی سایت مرجعی فیلتر شود که بارها شده حتما سوال خواهید کرد آیا امکان استفاده از فیلتر شکن و خرید VPN جایز است به نظر شما آیا یک مرجع حق دخالت در موضوعات را دارد؟
یا مرجع فقط بیان حکم میکند و روا یا ناروا بودن حکم نسبت به موضوع در گرو تشخیص فرد است نه مرجع؟
دوست عزیز بسیاری از مسایل یعنی بخش موضوعات حق خود فرد مقلد است نه مرجع و اگر مرجعی در این (تشخیص موضوع) دخالت کند بدان معنا است که پا را از حوزه وظایف خود بیرون نهاده و دخالت در امر شخصی نموده اینکه هر راهی برای دریافت اطلاعات حقی است واجب، درست. اما از چه راهی ؟ خود فرد است که باید بیابد و زشت و زیبای آن را خود باید تعیین و بر مدار آن گام نهد که اگر این گونه نباشد دیگر فرصتی برای عرض اندام اراده بشری به عنوان ملاک برای پاداش و جزای اخروی باقی نمیماند .
شما در حقیقت در سوالات خود پیش فرض را یک ربات گرفته و مرجع را عقل این ربات که باید و نباید گو اوست حتی در موضوعات.
19- چرا سالهاست که مراجع ما شهامت ابراز فتاوای تازه ندارند؟ چرا سالها از دو فتوای حلیت شطرنج و موسیقی حضرت امام می گذرد و هنوز فتوایی در این اندازه صادر نشده است؟ اگر امام خمینی به حلیت شطرنج و موسیقی تاکید نمی ورزید، خود جنابعالی آیا به صدور یک چنین فتوایی دست می بردید؟
پاسخ:
اگر نمی دانید بدانید هنوز هم فتوای حرمت شطرنج و موسیقی به شکر خدا و خواست ویژه حضرت حجت(عج) بر پاست و اما چرا شهامت نداریم به دلایل زیر:
الف:اطرافیان
ب:عرق چین به سر ها
ج:ماموران حکومتی
د:کم سوادی و بی بهره گی از تحقیق علمی
که همگی تولید پازلی میکنند به نام ترس و نداشتن شجاعت لازم برای فتوا
شما چرا نمی پرسید در کشوری که بر اساس افسانه ای به نام ولایت فقیه اداره میشود در حوزه های علمیه آن، بحث ولایت فقیه تعطیل است هیچ مرجعی بدان نمی پردازد و از بحث پیرامون آن میگریزد؟ به جز مرحوم آیه الله منتظری و دو نفر دیگر هیچ کس از بزرگان صاحب سبک مراجع ما نخواسته اند به این بحث بسیارمهم که یک باره از 150 سال پیش آغاز و اختراع شد بپردازند! آیا جز این است که میترسند نظراتشان با نظر حاکمیت یکسان نباشد؟
و در پی آن بیت یا مدرس ایشان دچار حمله اوباش شود؟
بگذریم از اینکه در مصداق ولی فقیه هم حرف ها بسیار است که پرداختن آن چیزی جز زندان و تبعید و حصر به بار نمی نشاند.
20- آیا در باور مرجعیت شما، همچنان باید دست دزد را قطع کرد؟ طبق اسناد موجود و اقرار خود .… (ظاهرا جناب آیت الله بیات درپاسخ به این پرسش از آوردن اسم افراد مکدرشده اند.ما ضمن احترام به نظر ایشان اعلام می داریم: آنجاکه کوس رسوایی حماعتی درخود دستگاه قضایی به صدا درآمده و بنا به معاملات پشت پرده ، اجرای عدالت به حاشیه رانده می شود ، ما را چاره ای جز صراحت در بیان حقوق تباه شده ی مردم نیست) ، وی مبالغ هنگفتی از بیت المال را دزدیده است. اگر کسی حاضر به قطع دست ایشان نشد، آیا شما آماده اید مجری قانون الهی باشید؟
پاسخ:
دست دزد کوچک و محلی بی اعتقاد به ولایت فقیه و بی مجوز از ایشان را میزنند تا ترس از پایین به بالا پدید آید و گرنه تاراج اموال از بالا حقی است که خدا به ولی فقیه داده مگر نگفته اند حق جان و ناموس را هم او دارد و اوست جانشین حجت در روی زمین پس واگذاری بخشی از اموال به عنوان اجازه ولی فقیه مثل کوچ و فروش مخفیانه گوسفند به کردستان عراق و واردات بدون نظارت دولتی از بنادر خود ساخته و فروش نفت خارج از اراده شرکت نفت و خروج دفینه از کشور و استخراج معادن خارج از روال قانونی و تنها بر اساس اذن ولی فقیه بر اساس اختیار وی بر انفال ، که شما بهتر میدانید چه میگویم حتما قانونی است چون خود ولی فقیه در خارج از دامنه قانون است و به قول همین مجوز گیران زحمت کش ، روح قانون حکومت ولی فقیه، شخص ولی است پس چرا شما به این مسایل رنگ دزدی میدهید این هم به نوعی بهره گیری از اموال بر اساس انفال و حوزه اختیارات فقیه است که حاکم بر جان است این جا یک سوال من میکنم دوست عزیز
فقیهی که میتواند دستور کشتن شهروند بی سلاح را صادر کند حق ندارد اجازه استفاده از این اموال را در هر شکلی بدهد؟
21- حمایت همه جانبه ی رییس جمهور از دزدی های آقای ……… ، آیا طبق قانون شرع، به مثابه شراکت ایشان در این دزدی ها نیست؟ و نباید دست ایشان نیز طبق آیه های قرآن قطع شود؟
پاسخ:
این کار در نظام ولایت فقیه دزدی نیست اجازه ای است که هر کس در این بزم مقرب تر است جام طلا بیشترش میدهند حالا پیدا کنید پرتقال فروش را ؟.................
22- زندانی کردن آقایان موسوی وکروبی در خانه هایشان آیا از نگاه مرجعیت شما، کاری درست و پسندیده بوده است یا خیر؟ اگر بله به چه دلیل؟ و اگر نه، آیا برای رهایی آنان و برای زدودن این ظلم آشکار، چه فتوایی صادر فرموده اید و به کدام دستگاه نامه نوشته اید و آزادی سریع آنان را خواستار شده اید؟
پاسخ:
حصر و زندان بر اساس نظام مترقی ولایت فقیه صحیح است چرا که (النبی اولی من انفسکم) و ولی هم جانشین اوست پس جان، مالو ناموس مردم برای او و در اختیار و مصلحت اوست اگر اعتراضی به این گونه احکام بی دادگاه دارید میتوانید به اصل اعتراض کنید نه فرع که صد البته هم میتواند اعتراض شما نشنیده بماند .
دوست محترم مگر نه آنکه فرد ولی فقیه را شما رهبر عزیز خطاب میکنید و مگر نه آنکه وی را فقیه میدانید و مگر نه آنکه وی بالفعل و بالقوه قاضی بلکه قاضی القضات و بلکه تعیین کننده قاضیان است آیا نمیتواند این رییس قاضیان خود در خفا حکمی بدهد و ماموران نیز آن را اجرا کنند ؟؟!!
این سوال شما یعنی نفهمیدن اصل ولایت فقیه که از شما بعید به نظر میرسید!
23- هم اکنون مردان و زنان بسیاری که عمدتا در یک فعالیت متداول قانونی حضور داشته اند، به اسم فتنه گر در زندانهای ما به سر می برند. آیا با این روند که ما معتراضان خود را با انگ فتنه گر به زندان دراندازیم و آنان را از حقوق قانونی شان دورسازیم موافق بوده اید؟ اگر بله، چرا؟ واگرنه، به چه دلیل؟
پاسخ:
فتنه و فتنه گر بنا به تشخیص ولی فقیه است و ایشان بیش از 230 بار این لفظ را در همه جا در طول این 2 سال به کار برده اند پس چیست آن فتنه و کیست فتنه گر؟ اگر هم ایشان را از زندانها بیرون کنند چه کسانی فتنه کرده و مملکت را به قول ایشان به آشوب کشیدند؟
چه کسانی مرگ بر و دورد بر در خیابانها گفتند؟
چه کسانی اعتراض به رای داشتند و چه کسانی از سوی ولی فقیه در روز29 خرداد 1388 تهدید شدند ؟
چه کسانی در مقابل نظام الهی ولایت فقیه قد علم کرده و اشک ایشان را سرازیر کردند هم در سال 1378 و هم در 1388 ؟
چه کسانی بر خلاف نظر ایشان که به نظر آقای احمدی نژاد نزدیکتر بود برای موسوی در خیابانها تا صبح تلاش میکردند و رمز فتنه زمزمه میکردند؟
همان کسان اینک جزای خود را در برابری و مقابله با ولی فقیه میبینند چرا که ایشان گفتند :
مسئولیت هر کس که به خیابان آید با خود و کسانی است که ایشان را دعوت به این کار میکنند.
به نظر میرسد شما عمق نظام بر اساس ولایت فقیه را درنیافته اید پس بهتر است بازخوانی کتابهای زیر را هر چه سریعتر انجام دهید :
الف: تنزیه الامه و تنبیه الائمه - میرزای نایینی (هر چند که ایشان در اواخر عمر از نظر خود در مورد ولایت فقیه بازگشته و انصراف حاصل نمودند این جاست که دیگر نمی شود گفت ملاک حال فعلی و اخیر افراد است )
ب: ولایت فقیه (14 سخنرانی امام خمینی در نجف اشرف1349)
ج: ولایت فقیه در چهار جلد عربی مرحوم آیه الله منتظری (هر چند که ایشان در اواخر عمر از نظر خود در مورد ولایت فقیه بازگشته و انصراف حاصل نمودند و به نظارت فقیه اکتفا کردند، این جاست که دیگر نمی شود گفت ملاک حال فعلی و اخیر افراد است )
اگر بخواهید باز هم میتوانید به خطبه نماز جمعه سال 1366 رییس جمهور وقت و ولی فقیه فعلی مراجعه و پاسخ ولی فقیه زمان را مطالعه کنید .
در هر حال این آشی است که خاله جان مان پخته و به پای ما نوشته شده ....
24- در دوسال گذشته، مردم ما و حیثیت جهانی ما بسیار آسیب دیدند. آیا می توان وقایع این دوسال را یک آزمون الهی برشمرد؟ اگر بله، سهم و نقش و نمره ی شما در این آزمون چه بوده است؟
پاسخ:
هیچ امر دنیایی مربوط به خدا نیست و هر فعل در این دنیا بر عهده خود بشر است که به تفصیل در مقالات امر حکومتی امر خدا نیست بیان شده اما یادمان باشد که در کربلا نیز امتحان خدا نبود بلکه یک امر بشری بود (کتاب شهید جاوید – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی) در زمان صلح امام حسن هم باز امتحان خدا نبود مصلحت بشری ایشان بود در برابر معاویه ،در زمان حکمیت، مصلحت زمانی و زیرکی حضرت امیر بود در تن دادن به آن و در دست آخر پناهنده گی رسول اکرم به طایف و یثرب نیز تنها راه یکتا برای ادامه حیات وی به نظر میرسید پس امتحان الهی را سر پوشی برای خود ارضایی و سکون مردم از تعقل فراهم نسازید که این خود بلایی بوده که تعطیل حق و انجماد حرکت مردمی را موجب خواهد شد و به نوعی توکل بی اعتنا به روشهای تضمینی بشری را حاصل میکند
چرا که رسول فرمود پای اشترت را ببند سپس توکل کن.
25- در همین باب ، حمله ی اوباشان مذهبی که جلوی چشم شما به خانه ی آیت الله صانعی اتفاق افتاد ، متأسفانه جامعه ی دینی ما عکس العمل آشکاری که هم شأن “عمامه از سر گرفتن” باشد ، از شما و از سایر مراجع ندید و نشنید. آیا حمله به بیت آیت الله صانعی ، واگویه ای به سایر مراجع نبود؟ که اگر با ما در افتید ، با شما این می کنیم؟
پاسخ:
باز بحث نظام ولی فقیه را متذکر و مرتبه وی را اعلی و برتر از هر نفسی اعلام میکنم یا شما پذیرفته اید این نظام را بر همین اساس و یا نه که اگر نه در مقابل نظامید و سوال بی معنا است و اگر آری پس سوال بی فایده است .
مگر همین آیه الله صانعی نبود که به رییس جمهور نزدیک به نظر دیروز و منحرف امروز طعنه میزد؟
مگر ایشان نبود که در هیچ دیدار از سفرهای رهبری به زیارت جانشین رسول الله نمی آمدند؟
مگر هم ایشان نبودند که به جای همراهی با ولی فقیه با مرحوم آیه الله منتظری همسویی میکردند؟
مگر ایشان .......................
از سوی دیگر جناح سنتی حوزه هم دل خوشی از آیه الله صانعی نداشته و در عین حال که با حکومت هم نبودند ودر عین حال حذف و تخریب چهره ایشان را یک وظیفه شرعی میدانستند غافل از اینکه یک روزی این شتر به درب خانه تک تک آنها هم خواهد نشست و به قولی آسیاب به نوبت
چرا که گرگ تک تک گوسفندان را خواهد ربود و خواهد درید اگر که بدانیم
والسلام
الف......
الف......
مرداد1390
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر